حضرت آیتالله بهجت:
خدا میداند قرآن برای اهل ایمان ـ مخصوصاً اگر اهل علم باشند ـ چه معجزهها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید!
برنامهی قرآن آخرین برنامهی انسانسازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمیکنیم.
📚 در محضر بهجت، ج1، ص55
@varesoon
@varesoon_bahjat
🔻🔻🔻
بزرگترین کانال استاد #حامد_شاکرنژاد در ایتا
از عکـسهای کمتـر دیـده شـده
تا سـوتیها و لـحظات خنـدهدار 😁❤️
🔴 عضو شو و سنجاق رو چک کن ؛ 👀👇🏻
🪴'– https://eitaa.com/joinchat/2903966884C2c226dab8c –
🎧 مـنبع ِصـوتهای کامـل
از #تلاوت های زیبای استاد😍 🌱
جهت دریافت تلاوت ترتیل قرآن کریم با صدای حامد شاکرنژاد به تفکیک جزءها به این آیدی پیام بدهید😱🔥👈🏻 @HAJJ_KOMEIL
مرحوم آیت الله محمد تقی خاتمی نقل می کرد:
حاج آقا رضا (آیت الله سید رضا موسوی زنجانی) در قم بود و از نزدیکان و شاگردان مرحوم شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود.
میگفت: روزی خادم حاج شیخ به من گفت که حاج شیخ غذای مقوی نمیخورند و حرف من و خانواده را گوش نمیکنند. اگر ممکن است شما به ایشان بگوئید که شما به تمامی مسلمین تعلق دارید نه فقط خودتان، لذا کمی ترغیب کنید که غذای اساسی و خوب بخورند حتی اعضای خانواده و خدمتگزاران هم حاضرند که از سهم خود بگذرند تا ایشان غذای خوب بخورد.
این در ذهن من بود تا اینکه روزی حدود ساعت ۳ بعد از ظهر به منزل حاج شیخ رفتم، ظاهرا جهیزیه دخترش را میبردند و ناهار وی به تاخیر افتاده بود.
دیدم ناهار عبارت است از پیاز، ماست و نان.
مرا که دید گفت آقا رضا بسم الله بفرمائید.
گفتم آقا چیز حسابیای نیست که بفرمایم و شروع کردم به وعظ که شما متعلق به خود نیستید این چه غذایی است که میخورید و ... .
حاج شیخ فرمود: آقا رضا اگر میتوانستم از این بیتالمال به همه غذای خوب بخورانم شاید خودم هم میخوردم اما اکنون که نمیتوانم، خودم بهتنهایی چگونه بخورم؟
بعد از اندکی ایشان جملهای دیگر افزودند که: آقا رضا! نمیدانم این ماست و پیاز واقعاً غذای لذیذی است یا من خیلی آن را دوست میدارم!
این مراقبه مرحوم شیخ زمانی بود که تمام گنجه های اتاق (خودم دیده بودم) پر از سکه و پول و برات بود ...
ومرحوم آقای زنجانی هنگام نقل بغض گلویش رامیگرفت ومتاثر میشد ...
@varesoon
#لحظات_ماندگار
🔸تصویری از مرحوم حضرت آیت اللّٰه حاج آقا تقی طباطبایی قمی
به همراه جمعی ازشاگردان و فضلای حوزه علمیه نجف اشرف
مرحوم آیت اللّٰه حاج شیخ عباس حاجیانی (اولین شیخ درسمت چپ مرحوم آیت اللّٰه قمی) در عکس دیده میشوند.
در مسیر پیاده روی و مشایه به سمت کربلا مقدسه
@varesoon
عَنْ یَحْیَیبْنِنُعْمَانَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ الْحُسَیْنِ (علیهالسلام) إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ مِنَ الْعَرَبِ مُتَلَثِّماً أَسْمَرُ شَدِیدُ السُّمْرَهًِْ فَسَلَّمَ فَرَدَّ عَلَیْهِ الْحُسَیْنُ (علیهالسلام) فَقَالَ: یَا ابْنَرَسُولِ اللَّهِ مَسْأَلَهًٌْ. فَقَالَ: هَاتِ. قَالَ: کَمْ بَیْنَ الْإِیمَانِ وَ الْیَقِینِ؟ قَالَ: أَرْبَعُ أَصَابِعَ. قَالَ: کَیْفَ؟ قَالَ: الْإِیمَانُ مَا سَمِعْنَاهُ وَ الْیَقِینُ مَا رَأَیْنَاهُ وَ بَیْنَ السَّمْعِ وَ الْبَصَرِ أَرْبَعُ أَصَابِع.
یحییبننعمان گوید:
در محضر امام حسین (علیهالسلام) بودم، ناگهان عرب بیابانگردِ سیهچهرهای وارد شد و سلام کرد.
امام حسین (علیهالسلام) سلام او را پاسخ داد.
آن شخص سؤال کرد: ای فرزند رسول خدا سؤالی دارم.
فرمود: «بپرس».
گفت: «فاصلهی میان ایمان و یقین چقدر است»؟
فرمود: «بهاندازهی چهار انگشت».
آن شخص پرسید: چگونه؟
امام فرمود: «ایمان آن چیزی است که آن را شنیدهایم و یقین چیزی است که آن را دیدهایم و فاصلهی شنیدن تا دیدن بهاندازهی چهار انگشت است».
تفسیر اهل بیت علیهمالسلام، ج۱۴، ص۲۱۰
بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۸۴
@varesoon