کوچیک تر که بودم فکر میکردم بارون اشک خداست! ولی خب مگه خدا هم گریه میکنه؟ چرا اصلا دلش باید بگیره؟ از قدم زدن زیر ؛ بارون لذت میبردم تا بویِ خدا رو حس کنـم:)
اشک خدا رو تو یه کاسه جمع کنم. تا هروقت دلم گرفت ، ازش بنوشم ✨.
تا پاک و آسمونی بشم. آسمون که خاکستری میشد ؛ دلِ منم ابری میشد. حس میکردم که آدما دل خدا رو شکستن ولی خب اینا ذهنیت یه کودک بود. البته اونقدرا هم کودک نبودم امـا تصوراتم این بـود. یا شاید از یاد خدا غافل شدن؟ همه میگفتن بارون رحمت خداست، ولی حس کودک مانند من میگفت : خدا دلش از دست آدما گرفته.. ولی خب شایـد واقعا دلِ خدا از آدماش گرفته بـود! گاهـی وقتا خیلـی سرکش میشیـم ، و بدون اینکه توجه کنیـم خدا دلش از بعضی کارای ما میگیره..
امید، شکلِ نرمِ مقاومت است.
گاهی در سکوت، گاهی در اشک،
گاهی در لبخندِ مصنوعی یک آدم خسته. اما تا وقتی این جرقهی کوچک روشن است، هیچ تاریکی واقعی نیست. امید یعنی باور کنی که حتی آخرِ شب، دوباره صبحی میرسد.
مردم الله اکبرتان را فراموش نکنید .
الله اکبر شما بود که
هیچ سلاحی در برابر اون طاقت نیاورد
- رهبرشهید
خدای من، تویی آگاه بر احوالِ ما تویی
عالم تویی بیننده تویی شنونده هوایِ
بندههات رو داشته باش هیچی بالاتر
از عاقبت بخیری نیست و هیچ عاقبت
بخیری بالاتر از شهادت نیست ایرانم
را و هم وطنانم را حفظ بفرما آمین.
766.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موقعیت: از خواب پا میشی میبینی دانشگاهها باز شده و امتحانا حضوری.