eitaa logo
ۅاےۅ
74 دنبال‌کننده
598 عکس
102 ویدیو
2 فایل
در میانه ی ایزدان و اهریمنان همانجا که مردم نمیدانند تورا بَد بخوانند یا بِه تو نادیده گیر و به کس نیندیش تو خود میدانی که بر هر دو فرمان میرانی بلکم تو خود آنانی ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/3013901 من @vaayoo
مشاهده در ایتا
دانلود
ماچ به همتون
هدایت شده از دایی‌ناسِر
میشه الان دعاهاتونو‌ روانه‌ام کنید؟❤️
سلام کنکوریا چه امشب کنکور داشته باشین چه فردا امیدوارم همتون هر چیزی که بیشترین سود و کمترین ضرر رو براتون داره به دست بیارین میدونم همه میگن استرس نداشته باش و این چیزا و میدونم این حرفا هیچ فایده ای نداره ولی دعا قاعدتا یه فایده هایی داره (: واسه همتون دعا میکنم و شما هم لطفا برای من دعا کنین
بچه ها جون رسیدیم به بخش مورد علاقه من یعنی فروختن کتاب تستام😀 من کتابامو به قیمتی که چند سال پیش خریدم میخوام بفروشم، با توجه به نرخ روز به صرفه در میاد براتون قطعا😀 کتابا هیچچچچ خط خوردگی ندارن، من کلا از اول تستاشم علامت نزدم یعنی حتی رد پاک کن هم ندارن کاملا تمیزن و نو لیست کتابامو با قیمت براتون میذارم هر کدومو میخواستین بگین اگرم میتونین پیاممو فوروارد کنین تو چنلاتون اینم آیدیم @vaayoo
_ شیمی دهم میکرو گاچ (۴۰۱_۴۰۲) 250,000 _ شیمی یازدهم خیلی سبز پرسش های چهارگزینه ای (چاپ ۴۰۲) 500,000 _ شیمی دوازدهم مبتکران دو جلدی روی هم 2,000,000 (یکم گرونتره چون خودم سیمی و جلدش کردم) _ قلمچی سه سطحی شیمی دوازدهم (چاپ ۴۰۳) 250,000 _ فیزیک دهم خیلی سبز پرسش های چهار گزینه ای (چاپ ۴۰۲) 350,000 _ فیزیک یازدهم خیلی سبز پرسش های چهار گزینه ای (چاپ ۴۰۲) 450,000 _ قلمچی سه سطحی ریاضی دهم (چاپ ۴۰۳) 200,000 _ قلمچی سه سطحی ریاضی یازدهم (چاپ ۴۰۳) 250,000 _ ریاضی یازدهم خیلی سبز پرسش های چهار گزینه ای (چاپ ۴۰۲) 450,000 _ زیست جامع آی کیو دو جلدی روی هم 1,600,000 _ زیست گیاهی خیلی سبز (چاپ ۴۰۳) 260,000 _ زمین شناسی قلمچی مجموعه کنکورای ۹۸ تا ۴۰۳ (چاپ ۴۰۳) 100,000 _ کتاب تست مخصوص آزمون فرهنگیان قلمچی (چاپ ۴۰۳) 250,000
ۅاےۅ
_ شیمی دهم میکرو گاچ (۴۰۱_۴۰۲) 250,000 _ شیمی یازدهم خیلی سبز پرسش های چهارگزینه ای (چاپ ۴۰۲)
اون زیست گیاهی واقعا کتاب جالبیه پیشنهاد میکنم شیمی مبتکران هم وااااقعا درسنامه خوبی داره
گربه های تهران از گربه های قم چاق ترن
هدایت شده از هیمآ...♡
حمد شفا میخونید لطفا؟
همیشه بعد دیدن یه فیلم یا سریال وقتی بازیگراش رو خارج از اون فیلم (مثلا توی مصاحبه ای چیزی) میبینم خیلی میخوره تو ذوقم. چون اونجا دیگه اونا روابطی که کاراکتراشون با هم داشتنو ندارن و این حقیقت که اون چیزایی که تو فیلم به تصویر کشیده شده بود فیک بودن میخوره تو صورتم. اونم منی که قوه تخیلم در حد فیلمای نولانه و تک تک حسایی که تو فیلم جریان پیدا میکنه رو درک میکنم و چه بسا خودمو جای اون کاراکتر میذارم. و این فقط راجب فیلم و سریال نیست! تو دنیای واقعی و تو روابط واقعیم هم همینم. خودمو جای بقیه بذارم، درکشون کنم، یجوری رفتار میکنم که انگار اون طرفم شخصیت اصلیه و من یه شخصیت فرعی که باید جوری رفتار کنم که خط داستانش درست پیش بره. هر چیزی که اون نیاز داره رو پیدا میکنم و بهش میدم. اگه حمایته حمایتش کنم، اگه تلنگر لازم داره بهش تلنگر بزنم، اگه یکیو میخواد بزنه زیر گوشش تا خودشو جمع کنه بزنم زیر گوشش تا خودشو جمع کنه! و دقیقا همین موضوع باعث شد بفهمم که اتفاقا من اصلا بازیگر خوبی نمیشم بازیگرا فقط تا وقتی دارن بازی میکنن رفتاری که بایدو نشون میدن و از نقش که در میان میشن خودشون، بدون توجه به اینکه دو دیقه پیش داشتن زور میزدن تا چه حسی رو نشون بدن. من ولی نه. من هیج وقت از نقشم در نمیام. من اون کاراکترو زندگی میکنم. من دارم دچار چند شخصیتی میشم بخاطر همین موضوع، چون تو هر رابطه ای حس کردم یه نقش متفاوتی لازمه و بازیش کردم من اصلا دو رو نیستم. من هزار رو ام هیچ دو نفری نمیتونن بگن رفتار مشابهی باهاشون داشتم، مگه اینکه اونا نیاز مشابهی داشتن...
این ویژگی قبلا تا حد زیادی برام خوب بود. با بازدهی فوق العاده ای تنش رو کم میکرد. چه تو خونوادم چه بین دوستام چه غریبه ها حتی، چون من دقیقا چیزیو میگفتم و کاریو میکردم که اونا نیاز داشتن پس دیگه چه مشکلی بود؟ تا اینکه بدبختیام شروع شد. یا شایدم شروع شد اشتباهه، باید بگم زیاد شد. من هنوز اون کراکترای متعدد رو داشتم (دارم) ولی خیلی دیگه خسته بودم برا بازی کردن شخصیتامو دو تا یکی کردم و تعدادش رو کم کردم. دیگه به یه گروه از آدما یه شخصیت متفاوت نشون دادم نه به هر آدمی جدا راحت تر شدم؟ نه. اصلا. همونطور که گفتم من نمیتونم از نقشم در بیام. من هنوز اون شخصیتای مجزا رو دارم و هنوز میخوام رول اونارو بازی کنم ولی دیگه توانشو ندارم. دیگه مغز فکر کردن جای اونارو ندارم. پس همینطور سرکوبشون میکنم (راه حلم برای هر مشکلی تو زندگیم) و حس میکنم اون کراکترای سرکوب شده یسریاشون دارن افسرده میشن و یسری هم دارن جوش میارن. منم این وسط موندم بینشون و هر بار که یکیشون یذره غالب میشه رفتار منم مثل اون میشه و شبیه دو قطبیا به نظر میرسم (شایدم هستم واقعا) نمیدونم دارم چیکار میکنم نمیدونم باید چیکار کنم قدرت تشخیص، تحلیل، تصمیم گیری و عملم رو تا حد زیادی از دست دادم و پریشون وسط زندگیم وایسادم و منتظر یه بادم که بوزه و بیدی که من باشمو بلرزونه ببره یه وری، ولی حتی بادم طرفم نمیاد😀🤍
بچه ها یادتونه من میخواستم تقدیمی بدم؟ دیگه نمیخوام ممنون از مشارکتتون دوستان
جدی انقدر ازش گذشته که نمیشه