eitaa logo
هُـبوط
151 دنبال‌کننده
10 عکس
8 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ققنوسِ نُکتِرین 📜 گابریل از او جدا شد و با لبخند او را سمت جایگاه خودش و پادشاه راهنمایی کرد! تآیلر با دیدن شاه سلام نظامی کرد _ درود بر پدر سرزمین نُکتِرین دانای دانایان جناب شاه مورتال شاه لبخندی بر لبانش نقش بست و لب زد _ خوش آمدی تآیلر؛ خیلی وقت بود منتظر آمدنت بودم تآیلر از جایش با اشاره شاه برخواست و لب به سخن گشود.. _ جناب فرمانورا من.. ناگهان کشیک اعظم جلو آمد و سخنان تآیلر با آمدنش قطع شدند. _ جناب فرمانروا امروز، روز جشن شاهزاده گابریل و مهم‌ترین روز توی سرزمین نُکتِرین هست بهتر نیست سخنان مخصوص به سیاست و جنگ رو برای موقع دیگه ای بگذاریم؟ شاه مورتال دستی به ته ریشش کشید؛ _ خیلی خب.. به ادامه مراسم میپردازیم!! تآیلر از جانب شاه مرخص شد و به کنار هم نژاد های خودش رفت. تآیلر به مدت ۱۰سال از گابریل بزرگتر بود اما این هیچ چیز از صمیمیت بینشون کم نمی‌کرد. پس از پایان جشن؛ همگی تالار را تخیله کرده و به کار هایشان مشغول شدند. دوروز از تولد شاهزاده گابریل می‌گذشت! شاه بر روی تختش که متشکل از دو مار بزرگ مابین و یک عاج فیل در وسط تاج تخت نشسته بود! او تآیلر را احضار کرده بود.. تآیلر پس از ورود به تالار مخصوص سران و بزرگان تعظیمی کرد و راست ایستاد _ سرورم؛ من در طی مدت زمانی که در کنار انسان ها بودم متوجه چیز های مهمی شده‌ام شاه سرش را تکان داد.. _ خب می‌شنوم تآیلر نفس عمیقی کشید و ادامه داد: _ آن ها توانستند اسلحه های عجیبی درست کنند که با توپ های کوچکی از جنس نقره پر می‌شدند آن ها قدرت این رو دارند که مارو نابود کنند.. آن ها برای این نبرد کاملا آماده اند؛ اگر زمان را غنیمت نشماریم فرصت درست شده برای نابودی کامل آن هارا از دست داده‌ایم. _ لئون
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا