زنی دیدم که در گودال میرفت
پریشان خاطر و احوال میرفت
گلی گمکرده بود اما بمیرم!
به هر گل میرسید از حال میرفت...
-شاعرانه-🥀
_مبادا گمان کنی او به سادگی جان باخت!
او ذره ذره
قطره قطره
همگام با اهل بیت نبی جان داد
همراه پدربزرگِ بیمار شدهاش
مادرِ پهلو شکستهاش
پدرِ خونین سرش
حسنِ جگر سوختهاش
حسینِ....
وای از داغ حسینش...💔
برادرها
پسرها
برادرزادهها
عمو زادهها
یاران و دوستداران
همه یک طرف
داغ رقیهٔ کوچکش هم یک طرف...
FARAHMAND AZADSAGHALAIN-10.mp3
زمان:
حجم:
28.3M
أَدْعُوكَ دُعَاءَ...
تـــو را میخوانم (: