eitaa logo
وِداد
112 دنبال‌کننده
983 عکس
132 ویدیو
5 فایل
وِداد، یعنی خدا را نه برای بهشت، که برای خودش خواستن✨ کپی فقط با ذکر نام کانال لطفا(: جهت شنیدن دلگویه‌های شما(:👇🏼 https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=RQBfhWSxDniopsWt&btn=پیام.نا
مشاهده در ایتا
دانلود
رفقا چهلم کاپشن‌صورتیمونه‌ها....
البته که شهادت تولدی دوباره‌است..🤍🙃 پس ۴۰ روزگی تولدتون مبارک عزیزای حاجی✨❤️
عجب جمعیتی اومده بودن...
دشمن عزیز! خوشم میاد به کوری چشمت سال به سال جمعیت مردم توی راهپیمایی بیشتر و بیشتر می‌شه دمتون گرم هم‌وطنانم💚 خداقوت
باهم گام بر‌میداشتند صدای اتحاد جمعیت تمام شهر را فرا گرفته بود همه بودند از کودکی در آغوش پدر آرمیده بگیر تا پیرزنی سالخورده و کمر خم. از بر جشن بود؟ نه! اگر که این‌چنین گمان کنی حقیقت را باختی ... همه‌اش مشخص نمودن هدف بود. همراهی با دولت و عشق به وطن در اصل پتکی بر سر دشمنان بود که می‌گماشتند مردم پشت علی را خالی می‌کنند راهپیمایی تنها یک پیمودن راه نبود شعار بود شعار برائت از تمام دشمنان کشور و دشمنان اسلام و همراهی با آرمان همه‌گیرِ استقلال آزادی جمهوری اسلامی -راهپیمایی۲۲بهمن-
_🤍
وِداد
_🤍
خبرش آوردند که پادگان‌های نظامی یک به یک به تصرف مردم درآمدند. مشوش شد . سراغ اوین و ساواک را گرفت؛ گفتند که آنهاهم. نگاهی به بیرون پنجره‌ انداخت. با دستان نحیفش چادر مشکی را به کمر زده از خانه بیرون رفت. شهر در شلوغی فرو رفته بود. مردم گروه گروه بر سر دستگاه های دولتی بودند و ارتشیان هم پشت مردم ایستاده حمایتشان می‌کردند. دست خودش نبود. هرکجا که می‌رسید ؛ می‌ایستاد . نگاه می‌کرد. لبخند می‌زد و رد می‌شد. کوچه به کوچه ،خیابان به خیابان را طی کرد . صدای شعار ها و الله اکبرهای مرد تمام شهر را فرا گرفته بود. به مقابل ساواک که رسید؛ مردم زیادی بر سر درش ایستاده بودند یکی اشک می‌ریخت و یکی فریاد می‌زد. انگار تنها او نبود که بهر مرور خاطرات آمده بود! از داخل رفتن صرف نظر کرد زیرا دیدن عرق پیشانی پسرهای جوان از بر جلوگیری از حجوم مردم دلش را سوزاند. تنها مقابلش نشست و نگاه کرد. نه زندان را می نگریست و نه مردم را پس چه چیز را؟ شاید.... "او"را -راحت‌بخواب- +داستانک+
الهی؛ رجب بگذشت و ما از خود نگذشتیم، تو از ما بگذر... •علامه حسن زاده•
هدایت شده از ܩܥܼߊ‌ܣܥ‌‌
شهید اکبر زجاجی برای : مجنون واژه‌ها🌱✨ هدیه شما به شهید : حدیث‌کساء
وِداد
شهید اکبر زجاجی برای : مجنون واژه‌ها🌱✨ هدیه شما به شهید : حدیث‌کساء
عجب شهیدی...خدای من معلم، هنرمند، مذهبی، ورزشکار، مبارز....🥺 ممنون از آشنا کردنم با این شهید....✨
به برادرانی که از جبهه آمده‌اند بگویید:چه کرده‌اید؟ اینها را بنویسید! اینها را ضبط کنید! به خدا قسم ارزشمند است . خود اینها یک کتاب می شود. جنگ ما جنگی نیست که« تمام » شود... -شهید‌اکبر‌زجاجی-