_29بهمن1356_
فقط یک عزاداری بود برای عزیزان شهید قم با وجود خشم مردم برای داغ سنگین آنها...
اما منتها می دانی..
تن آنها زیادی می خارید(:
توهین کردند مقدسات مردم را،
هنگامی هم که جوابش را که شنیدند؛ خشم راندند بر همهمه مردم!
و حکم تیر دادند بر سر مردمان بیگناه.
همان هم شد،
که اشک جای خود را به خشم داد!
حکم تیر، شهیدی بر آغوش مردم به جا گذاشت.
و قرار مردم را گرفت!
فریادی علنی در شهر پرشد!
فریادی که تابه حال،
این چنین واضح...
بر زبان مردم نیامده بود!...
_مرگ بر شاه...مرگ بر شاه
-درود بر خمینی!...مرگ بر شاه
رویدادنگار
_
سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز!
درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز!
درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر جزافه گوییهای او کشیدند!
زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز،
که با نهضت عظیم خود مشت محکم بر دهان یاوهگویانی زدند.
من نمیدانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده، تسلیت بگویم....
[قسمتی از بیانات امام خمینی]
می گفت
_چرا نمی آید؟
تاکی انتظار...؟
اینهمه خواستیم و نیامد....
او آرام و با متانت پاسخ داد:
+آیا هر روزمان با عطش دیدارش می گذرد؟...
سکوت کلاس را فرا گرفت.
نگاه های بی قرار معلم را هدف گرفته بود..
+عزیز
اگر به اندازه ی لیوان آبی عطش دیدارش را داشتیم...
او آمده بود
مطمئن باش..
-واگویههاےبینکلاسی🤓-
وِداد
می گفت _چرا نمی آید؟ تاکی انتظار...؟ اینهمه خواستیم و نیامد.... او آرام و با متانت پاسخ داد: +آیا هر
اما می دانی آخرش چه گفت
گفت
"ظهور نزدیک است"
بیدادگری مردمان در جهان
نشان این حقیقت است!
اما نکته اینجاست
که آیا ما آماده ایم؟...
آیا برای پیشگامی در مسیرش خود را ساخته ایم؟...
حواسمان به وظایفمان در ظهور هست؟...