یه علامت یه اشاره نه نه بهتره بگیم یک مسیر رو برای فکر کردن به حرفهای ناامید کننده داخل ذهنش باز میکنی
کل روز اون آدم با فکر حرفهای تو گذشت
برای دو نفر دیگم فرستاد
دو نفری که یکیشون افسردگی داشت و کسی خبری ازش نداشت
وِداد
کل روز اون آدم با فکر حرفهای تو گذشت برای دو نفر دیگم فرستاد دو نفری که یکیشون افسردگی داشت و کسی خ
اونم گوش داد و یک دلیل به گلایههاش به زندگی اضافه شد
وِداد
تازه این یه مثال بود یه مثال واسه حال دلمون واسه تاثیر حرفهامون برای حال دل هم...
فکر کنین گاهی فقط بخاطر یک سری دیالوگهای عامیانه چه تفکراتی، باورهایی رو داخل ناخودآگاه همدیگه وارد میکنیم....
یه مثال واضح:
داستان مینویسیم از دختری که مذهبیه و خونوادش سخت گیر و متعصب و دست بزن دار و اینا
چقدر مینویسن این چرتو پرتارو...
بعد ما؟
میایم در نصیحت خانواده ها (مخصوص عنوان میکنیم خانواده مذهبی متعصب) کلی مطلب میزاریم
اصلا درد و دل میزاریم
خب فکر مخاطب چی و دریافت میکنه؟
عه...
چقدر مذهبیا بدن
وِداد
یه مثال واضح: داستان مینویسیم از دختری که مذهبیه و خونوادش سخت گیر و متعصب و دست بزن دار و اینا چق
درحالی که خداوکیلی....
خداوکیلی چندتا خانواده ی واقعا خوب و با ایمان اینطورین..؟؟