eitaa logo
وِداد
111 دنبال‌کننده
989 عکس
132 ویدیو
5 فایل
وِداد، یعنی خدا را نه برای بهشت، که برای خودش خواستن✨ کپی فقط با ذکر نام کانال لطفا(: جهت شنیدن دلگویه‌های شما(:👇🏼 https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=RQBfhWSxDniopsWt&btn=پیام.نا
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بـ𓂆‍ـرا‌ےاو
حالا بیاین بگین . بگین کاری نمی‌کرد ، بگین وظیفش رو انجام نداد . این قضیه براتون آشنا نیست ؟ مثل کسایی که میگفتن امیرالمومنین نماز نمی‌خونه و زمانی فهمیدن که تو محراب شهید شد . آره . قوم ظالم ، قوم بیشرف همیشه دیر میفهمن . باید یچیزی رو از دست بدن تا بفهمن .
وِداد
حالا بیاین بگین . بگین کاری نمی‌کرد ، بگین وظیفش رو انجام نداد . این قضیه براتون آشنا نیست ؟ مثل کسا
چقدر بده که خوبا بعد رفتنشون دیده می‌شن...قدر دونسته می‌شن...عزیز می‌شن...😔
شرمندتیم که تا رفتی عزیز شدی...
وِداد
الهی‌عظم‌البلاء..💔
اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
دلم عجیب برایت خون است مدام ذهن و افکارم به گذشته و حدیث‌ها بر می‌گردد. به بی‌انصافی‌ها... با خودم فکر می‌کنم.. آن زمانها، وقتی از سفرهای سختِ کاری و پیگیری‌های مدام. پای حرف‌و‌حدیث‌ها می‌نشستی و سخنان و حرفها را می‌شنیدی.. چه از دلت می‌گذشت؟... از شنیده‌ها، چه دلت می‌گفت؟ باز هم برمی‌خواستی و برای سفر بعد آماده می‌شدی. غم‌های مردم نباید زمین می‌ماند... حتی اگر بی‌انصافی می‌کردند(: -شهید‌جمهور-
ما نمی‌نشینیم! با اشک اسلحه‌هامان را محکم‌تر دست می‌گیریم... بقولِ آقا سیّد ابراهیم: اگر حاج قاسم خسته شد، ما هم خسته می‌شویم.🖤
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حال و هوای حرم موقع خبر...🖤🥺
وِداد
حال و هوای حرم موقع خبر...🖤🥺
می‌لرزیدم. نه از آن لرز‌ها که همه می‌بینند و نگرانت می‌شوند. نه از آن لرزها که سردی هوا به جسمت می‌اندازد. از آن لرز‌ها که وجودت را در بر می‌گیرد. زمانی که نگرانی بر قلبت چیره می‌شود؛ نگرانی‌ای سرشار از امید.... با همان احساس ،میان قدم قدم پیش رفتنمان در میان صحن بزرگ حرمِ بابا رضا، درحالی که هنوز امن یجیب از لب‌هایم فاصله نمی‌گرفت، گفتم: _نمی‌دونم چرا خبر معتبری نیست. خدا کنه دروغ باشه...خدا کنه سالم باشن... +خبر معتبر؟.. سرم چرخید خانمی کنارم ایستاده بود. +دیگه مطمئنا...شهید شدن.... یخ بستم. _چی‌؟‌کی؟‌کجا فهمیدین؟ نگاهش سخت بود.معلوم بود دلش حسابی گرفته. قلب من‌هم گرفت.گواه خوب نمی‌داد. +رواق امام. مگه ندیدی خادما چطور گریه می‌کردن؟ مگه.... تمام‌شد. می‌شنیدم و نمی‌شنیدم. امیدم... دیگر ناامید شده بود... نگاه به گنبد طلایی‌اش کردم. خادمان روز ولادت الکی اشک نمی‌ریختند نه؟... حالا چه کسی اشک‌های مرا جمع می‌کرد؟ آخر هم نشد یک دل سیر اشک بریزم.... -اَن٘دَر‌اَح٘والاتِ‌امروز-🖤
بریم بریم که الان نوبت انجام وظیفه‌ی ماست ان‌شاءالله با کمک خودِ شهید..شهید رئیسی با قدرت برای امتحاناتمون تلاش می‌کنیم تا مثل شهید سربلند باشیم جلوی آقامون.
وِداد
بریم بریم که الان نوبت انجام وظیفه‌ی ماست ان‌شاءالله با کمک خودِ شهید..شهید رئیسی با قدرت برای امتحا
"یک قدم برای شهادت؟ برای مثل او شدن؟... _او مدام در حال انجام وظیفه بود. پس... انجام وظیفه‌ی تحصیل(: برای خدمت مفید به مردم"
یاعلی