وِداد
راهپیمایی امروز هوایش فرق میکرد.
برنامه ریزی شده نبود! خیابان خیابان امام رضای همیشه نبود و احساس احساسی تکراری نبود. احساس امروز سوز دل بود .خشم بود. نفرت بود و...
ایمان بود(:
راستش صدای باند امروز مردم را هدایت نمیکرد.خودشان بودند که شعار میدادند! ) برایم یک حس همدلی و اقتدار خاصی داشت وقتی از هر گوشه صدای رسای مردی بلند میشد و مردم همراه او شعر میدادند. صدایش کمتر بود، اطرافیان همگامش میشدندکمکش میکردند. صدایش بلند بود، گرفتگیاش احساس تشکر، آدمی را سرشار میکرد.
امروز انگار داغ دل عزیز دیده در چشم همه دیده میشد. همین صداها را بلندتر میکرد. پرخشم تر و ..
پر قدرت تر(:
عجب داغی بود.
عجب غروری بود..
و امان از خونِعزیزهایی که در دل میخواندند:
_بگذار که در معرکه بیسرگردیم
با لشکر آفتاب برمی گردیم!
هنگام شهادت است آغاز حیات
ما را بکشید زندهتر میگردیم👊
قشنگیه ملت ما میدونی چیه؟
اینکه هر جا جنگ بشه مردم از ترس میگرخن میرن پناهگاه ها(:
نمونش اسرائیل عَبررر قدرت😂
ولی ما...👇
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خب جشن ما که کنکل نشد باشکوه تر هم شد❤️
تو کجایی نتانیاهو؟..آخی تفلک!
قایم شو! عیب نداره (:
درک میکنم!
در افتادن با همچین ملتی زیادی سخته😂😜