eitaa logo
وِداد
108 دنبال‌کننده
997 عکس
132 ویدیو
5 فایل
وِداد، یعنی خدا را نه برای بهشت، که برای خودش خواستن✨ کپی فقط با ذکر نام کانال لطفا(: جهت شنیدن دلگویه‌های شما(:👇🏼 https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=RQBfhWSxDniopsWt&btn=پیام.نا
مشاهده در ایتا
دانلود
علی فانی دعای توسل.mp3
زمان: حجم: 15.7M
از توصیه‌های‌رهبرمون‌فراموش نکنیم...🌱 -دِلبرانهـ- -دعای‌توسل(:
647f87bfe5fa5.mp3
زمان: حجم: 3M
دعای‌چهاردهم‌‌صحفیه‌سجادیه(: -صحیفه‌ی‌سجادیه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مردم با اراده سوز سرما هست ولی دلای همدلمون به وجودمون گرما می‌بخشه❤️‍🩹🇮🇷
وِداد
مردم با اراده سوز سرما هست ولی دلای همدلمون به وجودمون گرما می‌بخشه❤️‍🩹🇮🇷
از ابتدا که دیدمش عاشق هیجان پسرانه‌‌ و شور کودکی‌اش شدم. با آن کلاه کج مشکلی و لباسهای بسیجی خیلی ابهت کودکانه گرفته بود. پسرک بامزه بچه‌ها را دور خودش جمع کرده بود و با دست‌های کوچکش لیزر و لانچیکوی چوبی‌اش را نشانشان می‌داد و با غرور می‌گفت: _بعله یک بسیجی باید همیشه لیزرش همراهش باشه. این همه اعتماد به نفسش برایم تأثیرگذار و جالب بود. قابل تحسین بود که مردان بسیجی جدی با او سخن می‌گفتند و شخصیت بزرگ و جایگاه برایش قائل بودند. حتی مسئولیت‌هایی راهم به او می‌سپردند. می‌خواستم ازش عکس بگیرم اما اصلا آرام و قرار یکجا ایستادن نداشت. همش همانکه می‌رفتم سمتش بگویم می‌ایستی عکست را بگیرم، ناگهان می‌رفت یک سمت دیگر. لحظه‌ای دستش لیزر بود و لحظه‌ای چوب پر راهنمایی. لبخندم از این همه حس مسئولیت پذیری‌اش و قدم‌های پرصلابتش ثانیه‌ای از صورتم پاک نمی‌شد. آخر هم وقتی چند کودک کوچک تر را به دنبال خود صف کرده بود و حتی برایشان لباس بسیجی گیر آورده بود تا بروند جلوی جمعیت، با عجله سمتشان رفتم و گفتم: -بچه‌ها می‌شه ازتون عکس بگیرم؟ آنچنان زیبا بله‌ای تقدیمم کرد که کیف کردم. بماند که حواسشان به هر چیزی بود جز منی که مدام آماده‌عکس گرفتن می‌شدم وگفتگوی آنها را درباب سطل آشغال و لباس و ... مشاهده می‌کردم. دیگر داشت خنده‌ام می‌گرفت آخر بلند گفتم : خب دارم می‌گیرممممم یک دو سه! و این شد قاب دلنشین پسرک‌های پسیجیِ بامزه امشب _مردانِ‌کوچک‌ِ‌بسیجی_
-بسم‌‌الله‌القاصم‌الجبارین-
سلام آقای دلهایِ امیدوار...❤️
_امشب❤️‍🩹🌚
وِداد
_امشب❤️‍🩹🌚
رسمی همیشگی است... همانطور که از ابتدا هرگاه جایی دلی به تنگ می‌آمد کسی در گوشش زمزمه می‌کرد زیارت بروید..آقا درستش می‌کند و درست می‌شد همیشه، همه‌ جا... حالا من نیز آمده‌ام بگویم آقاجان خودت بهتر از هرکس از دلهای مالامال غم این مردمان خبر داری و می‌دانی که هرکدام کوهی از مشکلات زندگی و فکر آینده را به دوش می‌کشند. اما با تمام اینها ایستاده‌اند. ایستاده‌اند پای علم علمدار کربلا تا ظلم را نپذیرند! که شهادت هزاران بار برای این مردمان شیرین‌تر از زندگی در کنار ظالمان است. نگران پایان نیستیم! زیرا پایان همه‌چیز دست خداست و او خوب نقاش و طراحی برای عالم است. و ما نیز رسم توکل به قدرت همیشه پیروز اورا خوب آموخته‌ایم. مسیر و ایستادگی در مسیر حق است که مهم هست! حال این ایستادگی می‌خواهد بیدار خوابی صبح تا شب سر شیفت‌های بازرسی باشد یا آرامش آغوش مادرانه و آموزش مکتب حق به فرزندان که به خدا قسم هیچ کدام ارزنی ارزشش کمتر از دیگری نیست و نخواهد بود پس مولای من..آقای همسایه..مهربان من.. شفاعتمان کن تا در مسیر حق استوار بمانیم! پرقدرت بمانیم! یکدیگر را دعوت کنیم و این جهاد را با پیروزی حق بر باطل به پایان رسانیم! ان‌شاءالله _برایِ‌آقایِ‌همسایه_
-بسم‌‌الله‌القاصم‌الجبارین-