ننگ بر ما اگر تو را فراموش کنیم
جز حدیث عشق، سخنی گوش کنیم
بین ما و دوست هم پادرمیانی کن
جامی از آن شهد دلانگیز نوش کنیم.
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:
《 إِذَا مَاتَ اَلْمُؤْمِنُ اَلْفَقِيهُ ثُلِمَ فِي اَلْإِسْلاَمِ ثُلْمَةٌ لاَ يَسُدُّهَا شَيْءٌ 》
💠عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:
⬛️《 إِذَا مَاتَ اَلْمُؤْمِنُ اَلْفَقِيهُ ثُلِمَ فِي اَلْإِسْلاَمِ ثُلْمَةٌ لاَ يَسُدُّهَا شَيْءٌ 》
چه بگویم؟!
تو همه بودی مَرد!
همه بودی برای ایران!
همه بودی برای خاورمیانه!
و اسلام گرفتار ثلمهای شدید شد!
افِِِّ علیالدنیا بعدک!😔
خون بزرگمردان عراق و ایران در حریم ثارالله به هم آمیخت تا مرزهای ما را برای شیاطین خط و نشان بکشد.
امروز شیاطین سرمستند از شبیخون به شیری شرزه ، که رد زخمهای جگرسوزش بر جای جای تن و روحشان سنگینی میکند.
و فردا روزیست که بیشهی شیران به سمتشان سرازیر خواهد شد.
دور نیست که در جوشش مدام این خونهای پاک و به ناحق ریخته غرق شوند.
خون جوانان ما حریم ما را مشخص کرده، اجازه نخواهیم داد چکمههای کثیف روی این خونها قرار بگیرد.
#خط_ولایت
بنظرم باید روی وحدت داخلی متمرکز بشیم.
تمام تلاشها برای اینه داخل ایران همه رو به جون هم بندازن.
مردم و مسئولین
مسئولین و مسئولین
مردم با مردم
✅ باید روی وحدت داخلی متمرکز شویم.
📣 تمام تلاشها برای این است داخل ایران همه را به جان هم بیندازند.
👈مردم و مسئولین
👈مسئولین و مسئولین
👈مردم با مردم
▪️هر کس هر چقدر بُرد و توان دارد،
باید روی این مساله کار کند.
🔸در عین اینکه باید حقایق گفته شود، خطرات تفرقه و انشقاق، نیز بایدتشریح گردد.
⚠️ دورتادور، دشمن است و منتظر فرصت هستند.
💯 در سایهی #وحدت به تمام افقهای دور و دست نایافتنی خواهیم رسید.
😔 یادش بخیر؛
سردار دلها به کسی که جملهای در بابت تنگهی هرمز گفته بود فرمود:
"من دست تو را میبوسم".
💢چقدر بابت این جمله، شماتت شد؛ اما برای حفظ #وحدت همواره مثل #سرباز، جلوی هر مسئول لایق و نالایق ایستاد.
#خط_ولایت
گر کسی وصف او ز من پرسد
بیدل از بی نشان چه گوید باز
عاشقان کشتگان معشوقند
بر نیاید ز کشتگان آواز
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
کانرا که خبر شد خبری باز نیامد
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم