Tales in Arms 🌷⭐
تحمل ندیدنت فقط به حرف راحته 💔
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پس فقط من نبودم که با این آهنگ یاد آقای عزیزم افتادم🥲
برای اولین بار گریه نکردم.فقط برای مدتی در جایی که قبلا جنگل بود و حالا دیگر وجود نداشت زانو زدم.تا بالاخره آنچه دیگران متوجه شده بودند را فهمیدم؛ من خانهای را ترک کرده بودم که دیگر نمیتوانستم به آن برگردم.و دیگر هیچ زمانی وجود نداشت که دلتنگش نشوم!
📙The Everlasting
چندبار به جنگ با آنها رفتیم و به یک توافق گریه دار دست پیدا کردیم؟تعهدهای لغزنده از دستهای نرم و دوستانهی دیپلماتها .
اینبار دیگر نه. این بار اجازه بدهید یا پیروز شویم یا بمیریم
📙The Everlasting
بعد از جنگ به واسطهی بعضی مسائل عذاب میکشیدم
چیزهایی که تنها روز قبل رخ داده بودند را فراموش میکردم یا چیزهایی را به یاد میآوردم که اصلا اتفاق نیفتادهبودند یا رویاهایی گیجکننده از خاطراتم.
[ زود به رختخوابم میروم و سرحال و بیحرکت ساعتها در جایم دراز میکشم
ساعت دو یا سه بعد از نبمهشب با صدای بلند میگویم خدایا کافیست ]
:)
دو سه روزه که بالاخره حالم خوبه!
امیرالمومنین نمیزارن کسی روز عید غمگین بمونه 😭
هدایت شده از سو𖧧⊹ฺ
سرانجام از من فرزندی باقی خواهد ماند
که تمام عشقم به امیرالمومنین و اولادش را در سینهاش دارد *
she used to lie on her back and wish upon the moons-wishes that would sometimes come true.
Magic she called it
📘When The Moon Hatched