she used to lie on her back and wish upon the moons-wishes that would sometimes come true.
Magic she called it
📘When The Moon Hatched
ما نمیدانیم که آیا باز هم یک دیگر را خواهیم دید یا نه.
هر لحظه برایمان خداحافظیست.
📒تا جایی که درختهای لیمو بالا بروند
او خوشحال نبود.
در آغوشم شکسته بود و داشت تهنشین میشد.
:)
📘وقتی از ماه زاده شد