بگذار خاطراتمان تنها بادبادکهایی باشند که در آسمانِ دلت پرواز میکنند، و صدایِ خندههایمان تنها موسیقیِ این لحظهها.
یادِ تو، همچون غباری طلایی بر پنجرهیِ خاطراتم نشسته است و هرگاه نسیمِ یادآوری میوزد، تصویرِ گمشدهیِ تو را نمایان میسازد
در پهنایِ شبِ بیستارهیِ تنهایی، نگاهِ تو تنها فانوسی بود که راه را به من نشان میداد.