eitaa logo
Children Of The Night
246 دنبال‌کننده
52 عکس
29 ویدیو
9 فایل
Suffering life
مشاهده در ایتا
دانلود
I just
Live with some people
Sleep in their house
But in real
None of them even think about me
So
Thats the nowhere I meant
یه جایی از زندگی می‌رسی که دیگه نه ناراحتی هیجان داره، نه خوشحالی معنی. فقط روزا رد می‌شن و تو هم رد می‌شی. نه حوصله‌ی جنگیدن داری، نه حوصله‌ی توضیح دادن. هرچی تو دلت بوده یا گفتی و کسی نفهمیده، یا نگفتی چون می‌دونستی فرقی نمی‌کنه. خسته‌ام از اینکه وانمود کنم همه‌چی عادیه. خسته‌ام از اینکه بگم خوبم وقتی حتی خودمم نمی‌دونم خوب بودن چه شکلیه. بعضی آدما میگن بالاخره درست میشه. نمی‌دونم. من فقط می‌بینم که هر روز شبیه دیروزه و هر شب شبیه شب قبل. نه دنبال توجه‌ام، نه دلداری. فقط یه مدت طولانیه که هیچ‌چیز اونجوری که باید، حس نمیشه.
دیگه حتی ناراحت هم نیستم. فقط یه جور خالی‌ام. انگار یه چیزی سال‌ها پیش توی وجودم خاموش شده و من هنوز دارم با بقیه‌ش زندگی می‌کنم.
یه جایی بعد از این همه خستگی، حتی غم هم از نفس می‌افته. دیگه نه چیزی عصبانی‌م می‌کنه، نه چیزی خوشحال. آدم وقتی بیش از حد به یه حس عادت کنه، اون حس هم کم‌کم بی‌اثر میشه. الان بیشتر از اینکه ناراحت باشم، بی‌حسم. انگار دارم از پشت یه شیشه‌ی کثیف به زندگی نگاه می‌کنم. همه دارن می‌خندن، عاشق میشن، برنامه می‌ریزن، آینده می‌سازن... و من فقط نگاه می‌کنم. نه چون نمی‌خوام. چون یه مدت طولانیه که هیچ ارتباطی با این چیزا پیدا نمی‌کنم. بعضی شب‌ها می‌شینم و به همه‌ی چیزایی فکر می‌کنم که یه زمانی برام مهم بودن. عجیبه که چطور زمان می‌تونه حتی خاطرات رو هم خالی کنه. طوری که آخرش فقط اسمشون می‌مونه، نه حسشون. شاید بدترین قسمت ماجرا همین باشه؛ نه درد. نه تنهایی. اینکه دیگه حتی از درد و تنهایی هم تعجب نمی‌کنی. انگار مدت‌هاست که همه‌چیز دقیقاً همون‌طوریه که انتظارش رو داشتی. سرد، ساکت و تکراری.