eitaa logo
گورستانِ ایستاده
123 دنبال‌کننده
7 عکس
1 ویدیو
0 فایل
𖤐𖤐𖤐
مشاهده در ایتا
دانلود
گورستانِ ایستاده
سال‌هاست که درها بازند. قفل‌ها زنگ زده‌اند، میله‌ها را برداشته‌اند، اما کسی دیگر حتی به سمت آسمان هم
امشب شهر کمی کج ایستاده. چراغ‌ها بیش از حد دورند، دیوارها آرام‌تر از همیشه نفس می‌کشند و خیابان نام خودش را به خاطر نمی‌آورد. من هم به یاد نمی‌آورم که چقدر گذشته، اما هر چه بیشتر نوشیدیم، چهره‌ها غریبه‌تر شدند و حقیقت، آشناتر. گفتیم فردا هیچ‌چیز را به یاد نمی‌آوریم و خندیدیم. گرچه انگار فراموش کردن، چیزی بود که باید از آن می‌ترسیدیم. حالا ماه دو تا شده و هیچ‌کدامشان واقعی به نظر نمی‌رسند. و ما، میانِ آنچه دیدیم و آنچه هرگز وجود نداشت، اینجا ایستاده‌ایم.
چون فعلا براش ایده‌ای ندارم اینو میذارم اینجا بمونه اگه حرفی داشتید (من که میدونم ندارید، بی‌ادبید) توش بزنید تا یه جای مناسب براش جور کنم 🫩
گورستانِ ایستاده
″براش این آهنگ رو فرستادم و خوشحال شد، امیدوارم آرسنیک‌هایی که قایم کردم رو پیدا نکنه.″
از آدمای دلقک خوشم میاد. چرا کمید انقدر.
who knows how much longer I'll lay on the floor?
touch me 'til I vomit 🫩
حس غریبی میکنم با نوشته‌های خودمم
گورستانِ ایستاده
امشب شهر کمی کج ایستاده. چراغ‌ها بیش از حد دورند، دیوارها آرام‌تر از همیشه نفس می‌کشند و خیابان نام
بعضی شب‌ها، خونه زودتر از ما می‌خوابه. چراغ راهرو روشن می‌مونه، یه لیوان و چند تا قرص روی میز جا می‌مونه، و در اتاقی که سال‌هاست کسی ازش استفاده نمی‌کنه، آروم باز می‌شه. من یاد گرفتم چجوری فراموش کنم؛ اسم‌ رو، صورت‌ رو و دست‌هایی که نباید به من می‌رسیدن رو. دیگه خواب خونه رو نمی‌بینم. دیگه کسی چیزی نمی‌پرسه. فقط گاهی، صبح‌ها، قبل از این‌که چشم‌هام رو باز کنم، دستم دنبال چیزی می‌گرده که آزادم کنه، از طناب دور گردنم‌. خونه آرومه، منم همینطور. ″و ما، میانِ خانه‌ای که چیزی به یاد نمی‌آورد و تنی که همه‌چیز را به خاطر دارد، اینجا ایستاده‌ایم.″