•|وصـٰال|•
-🙂♥️
فروردین98 . . .
به برادر خانمش گفت:
بریم گلزار شهدا...
گفتم حاجی الان سه و نیم شبه!
گفت باشه بریم!
مثل همیشه با بغض تو گلوش ،
خلوت کرده بود با رفقای شهیدش . .
پیرزن فقیری رو دیدم ، بخاطر مسائل امنیتی گفتم جلو نیا!
،
حاجی گفت 50 هزارتومان بهش بده!
و عجیب اینه که من فقط یه 50 هزارتومانی تو جیبم بود :)
#محمودنامجوبرادرخانمحاجقاسم!..