« همیشه میترسم کسانی را که دوست دارم یک روزی از دست بدهم، اما باید از خودم بپرسم آیا کسی هم هست بترسد از این که من را یک روز از دست بدهد؟ »
فعلاً میسازم. چه میشود کرد؛
مگر میشود دنیا را پاره کرد
و از تویش خوشبختی را درآورد؟
همین است که هست ..
تا به حال صدای سیلی خوردن دلت را شنیدهای؟
بی صدا ایستادم. نگاه کردم. هیچ نگفتم.
دل از درد به خود پیچید
مغز گفت همین است زندگی!
دوام بیاور ؛ دوام بیاور که دوام آوردن را
خوب از بَر شدهای!
اینبار هم از درد دم نزن در خود مچاله شو
آنقدر سکوت کن تا واژهها را از یاد ببری.
تهران پادکست4_6019394762673488893.mp3
زمان:
حجم:
11.9M
گل سرخ عزیزِمن به هرگلخانهای باشی
بدان رویای یک گلدان همیشه با تو خواهد بود.
در پایان نامه نوشت:
زندگی کردن برای آدمهایی که زیادی به همهچیز اهمیت میدهند، سختتر است.
مگه وقتی «میشد» به خدا میگفتی «چرا من؟»
پس حالا که «نمیشه» هم نگو «چرا من؟»
زندگی «شد، نشد» داره
صبر کن، بازم «میشه»