مدرسه كه ميرفتيم ،
هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم معلممون ميگفت "مواظب باش خودتو جا نذارى"
و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم نميشه خودمونو جا بذاريم!
بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم؛
توى يه كافه،
توى يه خيابون،
توى يه خاطره...
💭
محبوب من
تابستان را دیوانه کردید
حالا می خواهید پاییز را دیوانه کنید ؟
بیچاره پاییز
که مثل من درکوچه ها پخش و پلا شده
محبوب من
پاییز را به خاطر شما دوست می دارم!
درخت های برهنه،
غروب ها.... :)) ♥️
-محمد صالح علاء
نشست تو ماشین.
دستانش مےلرزید.
بخارے رو روشن کردم،
گفت: ماشین ِ تو بوے ِ دریا میده ...
گفتم: ماهے خریده بودم!
گفت: ماهے ِ مرده کہ بوے دریا نمیده!
گفتم: هر چیزے موقع مرگ بوے اونجایے رو میده کہ دلتنگش مےشده ...
گفت: یعنی منم بمیرم ، بوے حرمِ امام رضا میدم ... ؟💛🙂
میدونی دلبر قشنگ ترین خاطرم ازت
اونجایی نبود که بار اول دیدمت..
اونجایی بود که میدونستیم یه چیزی تو دل جفتمون هست و نمیگفتیمش
سخت بود نگفتنش
ولی به هر بهونه ای تو دید هم قرار میگرفتیم
و قشنگ ترین لحظش لحظه های بازی چشمامون بود..
الکی مثلا من حواسم نبود..
تو زل میزدی به من
الکی مثلا تو حواست نبود..
من زل میزدم به تو :)
یادته؟❤️
-مانلی آوین
تنهایی آدم رو کمطاقت میکنه. دلتنگی از یه آدمِ تنها، موجودی غمگین و بیمنطق میسازه. یه وقتایی بینِ این همه آدمِ غریبه و آشنا، به این محتاجیم که حضورِ کسی رو کنار خودمون حس کنیم. کسی که شنوندهی بهانههای ریز و درشتمون باشه. یه نفر که بشنوه و لبخند بزنه. گوش کنه و به دل نگیره. شنونده باشه و سکوت کنه. یه نفر که تویِ اوجِ بی منطقیمون، صبورترین آدمِ دنیا باشه. خیلی وقتا ما خودمون میدونیم حرفی که میزنیم منطقی نیست، اما یه نفر باید باشه تا تویِ چشمامون نگاه کنه و برای چند لحظه حقی که نداریم رو بهمون بده. کسی چه میدونه، شاید ما اون لحظه فقط تشنهیِ توجهیم، فقط کمی توجه.
تنهایی آدم رو کمطاقت میکنه...👩🏻🖤
-پویا جمشیدی