سنگر ✊ | جواد محمدنیا
۶۰۰۰ بار گفتیم که اجازه دادن رهبری با رضایت متفاوته؛ میتونه رضایتی در کار نباشه، و اساساً مخالف باش
ایشالا رفقا نگن رضایت با اجازه در نظر رهبری جدید یکیه!
ولی دوستان عزیز، این روزها کتابخواندن را کنار نگذارید. بهدیگران هم توصیه کنید.
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فهمیدیم چرا حتی سردار پر افتخار اسلام آقا سید مجید موسوی برای مذاکره آبرویش را هدر داد؟ فهمیدیم چرا دوباره سردار قائانی وسط کشیده شد؟ چرا خیلی از اهل منبر فکر میکنند ما در میدان مشکل داریم و بهنفع میدان است که مذاکره و تفاهم شود؟
دیدیم که چه شبکۀ عظیمی را برای ایجاد خطای محاسباتی مسئولین، مردم، اهل منبر و علما تشکیل داده؟! بسیار خطرناک است!
قالیباف
https://eitaa.com/viataa
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
فهمیدیم چرا حتی سردار پر افتخار اسلام آقا سید مجید موسوی برای مذاکره آبرویش را هدر داد؟ فهمیدیم چرا
شاید رهبری بابت این شبکه احساس خطر کردند و آن پیامشان را صریحا به مردم اعلام کردند!
🌕علیالاصول، تشکیلات ولایی
🖋️مهدی تکلو
پیام اخیر رهبری را باید با فهم منطق تشکیلاتی فهم و تحلیل کرد.
1- ایشان در مورد موقف نظر فنی شخصی «نظر دیگری» داشتند اما تصمیم را به «نظر دیگر» خود تقلیل ندادند و آن را پس از مباحثات بسیار به «چکیدۀ مسئولان سیاسی و نظامی (شعام)» واسپاری کردند. و از آنجا که «نظر شعام» انحرافی اساسی در حرکت انقلاب اسلامی نبود، با اصرار و تعهد آنها، ایشان نظر نهایی خود را در اولویت دوم قرار دادند. بنابراین در منطق حاکم نه «انحلال شعام» گفتار موجهی است، نه «استعفای مسوولان» و نه فروپاشی ساخت «جمهوری اسلامی». گفتارهای شبهبرانداز در گوشهوکنار خیابان و ایدههای منسوخ با اغراض خاص همگی ضدتشکیلاتی است. موضوعیت دارد که ادارۀ امور توسط «همین» بدنۀ موجود سیاسی در ساختار مدیریتی و نظامی کشور انجام شود الا اینکه مردم در چارچوب قواعد مشروع تشکیلات، بخواهند ترکیب کارگزاران خود را تغییر دهند.
2- در مقابل اگر در تشکیلات کشور، مسئولان سیاسی از سوی رهبری با نوعی «آزادی عمل» مواجه میشوند، ضرورت دارد نسبت به این «اجازه» و عواقب آن هم متعهد بشوند و هم ملزم به تحقق شروط و تعقیب مفاد شوند (اختیار دربرابر مسئولیت). بهعلاوه با موضعگیری قاطعانه رهبری معلوم است در تشکیلات فعلی نه با بازی ندادن جایگاه رهبری مواجه هستیم و نه با بهبازیگرفتن آن. پس شعام اگرچه کانون تصمیمگیری بوده اما جایگاه رهبری را نه اشغال میکند و نه کنار میزند. «علیالاصول» هم به معنای این است که برای آگاهی از نظر رهبری نیازی به کدکشی نیست و باید جامعه روی اصول فکر رهبری مباحثه کند.
3- در گام بعدی با اعلام صریح «نظر دیگر رهبری» خطاب به ملت، «خیابان» باری دیگر به معادله بازمیگردد. هم به خیابان اختیار مشروع و مسئولیت نهادی شعام یادآوری میشود و هم تأکید میشود شعام مجاز نیست قطع نظر از آراء مردم – آنگونه که واقعاً هست – کار تصمیم را نهایی کند. با این کار خیابان که کارش داشت تمامشده اعلام میشد، باز به مدار برمیگردد و در ائتلاف با رهبری کار نظارت و پیگیری از شعام و عناصر سیاسی و میدانی را با قدرت بیشتری از سر میگیرد. از سویی هم برخی عناصر دولت حاکم که بهتدریج زمینهچینی پایان تجمعات را در دستور کار داشتند، در خاموش کردن این پدیدۀ جدید و مبارک سیاسی ناکام میشوند و از سوی دیگر برخی عناصر غربگرای دولتهای قبلی و فعلی که مترصد مصادره «مذاکره» و «بهرهگیری سیاسی» از وضعیت مبهم و مشروط تفاهمنامه بودند، نقاط اتکای خود را از دست میدهند. در این زمینه کار اساسی این است که بدون تولید اختلاف و بدگمانی و با «حسن نظر» سازوکار نشستن مردم در میز شعام کنار مسئولان تولید شود. شعام اگر فرضاً در برابر «نظر دیگر رهبری» اجازۀ پیگیری نظر خود را کسب کرده بود، در برابر «نظر دیگر مردم» واجد چنین اجازهای نخواهد بود.
4- با پیام رهبری جنگ از سراشیبی رو به عادیسازی و پایانبندی خارج شد و باری دیگر سرنوشت نامعلوم آن، ضرورت حضور در میدان جنگ را یادآوری کرد. پشت ویترین آمدن شعام و ذکر مسئولیت نظارت مردم، روزهای «پایان جنگ» را به «دوران جنگ» تحویل داد و روشن ساخت تکلیف خیلی از مسائل از جمله حقوق ملت، پیروز قاطع میدان، انتقام و غرامت، تشییع الهیسیاسی رهبر شهید و در مسند قدرت و امنیت قرارگرفتن رهبر کنونی مشخص نشده و نیاز به پیگیری دارد. «علی الاصول نظر دیگر» به اعتقاد بنده نشان میدهد در اصلیترین اشکال وارد، تفاهمنامه در موقعیت دفع فتنه و شکست مفتضحانۀ دشمن تکوین پیدا نکرده است. اگرچه در تفاهمنامه به شرط تحقق، امتیازات قابلتوجهی از دشمن گرفته خواهد شد اما دشمن در منطق و محاسبات دشمنیاش هنوز تجدیدنظر اساسی نکرده است. علیالاصول وقتی پشیمانی و عقبنشینی وجودی در دشمن حاصل نشده، یعنی هنوز به موعد پایان جنگ نرسیدهایم.
5- برخی اینگونه میگویند که «رهبر جوان» از «رهبر پیشین» قاطعتر و صریحتر است.
این سخن درستی نیست. اما احیاناً اگر تفاوتی احساس میشود *تفاوتها در «رهبرها» نیست بلکه در «مردمها» است. این مردم مجربتر، آزمودهتر و بالغتر هستند و حالا در وضعیت بعثت، این امکان ایجاد میشود که نظر رهبری، صرفاً نظر شخصی ایشان نباشد. وضع سیاست در عالم جمهوری اسلامی با این مردم و این رهبر گامی فراتر رفته و از این منظر با وضع تشکیلات جدیدی مواجه هستیم. تشکیلات جدید امکان مداخلۀ رهبری را بدون استفاده از حکم حکومت فراهم میکند.
6- علیالاصول هیچ خیری جز در «نظر رهبری» نیست.
https://t.me/mahdi_takallou/1575
هدایت شده از سنگر ✊ | جواد محمدنیا
گاهی باید بدیهیاتو توضیح بدیم! البته شاید تذکر باشه و تذکر دادن مفیده.
سؤال: چرا به ارتش و سپاه نیاز داریمو براشون هزینه میکنیم؟ خب برا اینکه اگه نباشن دشمن روی ما خیلی قدرتمندتر تأثیر میذاره. اصلاً بهخاطر همین، ما هم باید براشون هزینه کنیم (از جهات مختلف). بهخاطر اینکه از ما در مقابل تهاجم دشمن حفاظت میکنن، بهشون میگیم سپاه ما، ارتش ما.
حالا ی عده از بچههای حزباللهی درِ گوش اینو اون، یا حتی عمومی زمزمه میکنن که ما بهشون حال دادیم براشون هزینه کردیم!
خب برادر من! باتوجهبه از دست دادن سوریه و خیلی ضعیف شدن حماسو ضعیف شدن حزبالله جای تردیدی برامون باقی گذاشته که حزبالله برای ما، مثل ارتش برای ماست، مثل سپاه برای ماست؟ بعد بهجای اینکه بگیم حزباللهِ ما، میگیم بهشون حال دادیم؟!
تا دیروز نمیگفتیم یکی از مهمترین استراتژیهای رهبر شهید و حاج قاسم این بوده که حلقۀ آتش دور اسرائیل کار گذاشتن؟! خب کی متکفل حلقۀ آتش شد؟ همین حزب و حماسو انصارو... . خب معلومه باید بهشون حال بدیم! شما نباید به ارتش و سپاه حقوق بدی؟! نباید امکانات بدی؟! نباید کمک اطلاعاتیو سیاسی بکنی؟! حالمون خوبه اصلا؟!
والله بالله تالله اگه حزب و حشد و انصار و حماس نبود، خیلی وقت پیش باید با نیرو زمینی اسرائیل و آمریکا میجنگیدیم؛ بهخاطر اینکه ما هستهای میخوایم، بهخاطر اینکه میخوایم نفت دست خودمون باشه، بهخاطر اینکه میخوایم قوی باشیم و... .
https://eitaa.com/viataa
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
حرفتون خیلی تکوندهنده بود؛ حقیقتا ی عده سعی کردن مردمو در حد بره پایین بیارن تا خفه بشن؛ که الحمدلل
خدا رو شکر، رهبری تأیید کردن که مردم برّه نیستن و همراه رهبری باید مطالبهگر و مراقب باشند.