۱. جای شکی نیست که توقف قانون #حجاب ، کاملاً بهدلیل گرایشات سیاسی است؛ قطعاً برایشان امنیت ملی مهم نیست؛ چون طرفداران توقف، حامیان بحران ۴۰۱ و ۸۸ بودند.
۲. اگر چنین کاری از رهبری سر میزد، اصلاحطلبان آن را غیرقانون میخواندند.
۳. بدعتی است که دستوپای خودشان را در آینده خواهد سوزاند.
چگونه نیروی مسلح جمهوری اسلامی را به نیروی مسلح پهلوی اول تبدیل کنیم.
#حجاب
قابل تأمل و مطالعه؛ اما بحث سر این است که با وجود امکانات چرا چنین نکردند و همچنین روابط اقتصادی برقرار نشد؟!
از دست دادن سوریه دردناک است اما این مطلب که ایران نباید به جای سوریها بجنگد بلکه صرفا حضورش باید در حد کمک به ارتش سوریه باشد پشتوانه ی تاریخی محکمی دارد؛ وقتی در سرزمینی حضور دارید که جمعیت بومی اش مخالف با حضور شماست، حضور تمام عیار در آن سرزمین یعنی جنگ با اراده ی مردم بومی. تاریخ نشان داده است که چنین جنگهایی زمانی که با حمایت قدرت ها خارجی از مردم بومی علیه شما همراه شود تبدیل به جنگی فرسایشی شده و نهایتا منجر به عقب نشینی ارتش شما میگردد. حمایت های شوروی از ویتنام شمالی سبب استهلاک آمریکا در یک جنگ فرسایشی و نهایتا رها کردن ویتنام جنوبی شد متقابلا حمایت های غرب و اعراب از مجاهدین افغان در جنگ با شوروی، شوروی را در افغانستان به گل نشاند. در هر دو مورد مثال زده شده ترکیبی از جغرافیا، اراده ی استوار مردم بومی و حمایت های خارجی کمر دو ابر قدرت غرب و شرق را شکست. حال به مورد ایران برگردیم، ایران نه منابع مالی ای هم اندازه با آمریکا و شوروی دارد، نه توان نظامی اش هم اندازه با آنهاست و نه حمایت بین المللی را در سوریه در پشت خودش دارد. با دیدن اینها آیا وارد شدن به جنگ به طرفداری از ارتش سوریه که در مقابل با تروریست ها حاضر به کوچک ترین مقاومتی نیست(بر خلاف سالها ابتدایی بحران سوریه) بر علیه گروه هایی که مورد علاقه ی اکثر مردم سوریه بوده و حمایت غرب را در پشت خودشان دارند صحیح است؟ بر فرض که ایران بتواند در کوتاه مدت با حضوری تمام عیار جلوی پیشروی دارودسته ی هیئت تحریرالشام را بگیرد اما آیا می تواند در بلند مدت به طور گسترده در سوریه مستقر شود؟ آنهم وقتی میدانم که با حضور در سوریه زیر آتش گاه و بیگاه اسرائیل قرار خواهد گرفت؟ وقتی شوروی و آمریکا نتواسنتد مگر ایران خواهد توانست؟!
جای تاسف دارد که هم به دلیل ماهیت سنی جامعه ی سوریه و هم به دلیل مخالفتهای حکومت بشار اسد ایران نتواست حضور خودش را در سوریه به یک جنبش مردمی پیوند بزند و تنها مجبور شد از کانال دولت اسد در سوریه اعمال نفوذ کند،به عراق و یمن و لبنان و غزه نگاه کنید! حضور ایران در این کشورها بسته شده به جمعیت بومی است چرا ایران در حمایت از جنبشهای مردمی حاضر شده است؛ انصارالله، حماس، حزب الله و حشد الشعبی همه برآیند نیاز و خواست جامعه ی خودشان هستند بر خلاف اسد که حکومت اقلیت علوی بر اکثریت سنی آنهم به وسیله ی کودتایی نظامی بود و ارتباط جنبشی با جامعه اش(البته نمی شود منکر شد که حزب بعث روزگاری محبوب بود اما اکنون چنین نیست) نداشت همین عدم ارتباط با جامعه سبب شده که نفوذ ایران در سوریه با سرنگونی اسد به گونه ای از بین برود که گویی هیچگاه وجود نداشته است و به طور متقابل ترکیه پس از سرنگونی اسد به گونه ای صاحب نفوذ شده که گویی همواره در سوریه حضور داشته است؛ دولت ها شاید آب شوند اما مردم نه...
برای پایدار کردن حضور و نفوذ باید ریشه در مردم داشت از این رو آنچه باید در راس برنامه های ما جهت بازگشتمان به سوریه قرار بگیرد تاسیس گروهی مانند حزب الله در میان علوی های سوریه است.
https://t.me/raven1357/248
هدایت شده از هوشواره | جواد محمدنیا
ویژۀ نامۀ بیصدا بیتصویر.pdf
حجم:
184.9K
کوتاه نوشتی دربارۀ کتاب و کتابخوانی.
درصورتی که برایتان مفید بود، لطفا به دیگران هم ارسال کنید.
متشکرم.
من دیگر منتظر #وعده_صادق۳ نیستم، منتظر موشکباران دوبارۀ ایران از جانب اسرائیلم.
(اصلاً پیشبینی نیست، حس درونی من است، دعا میکنم برعکس یا حداقل اشتباه باشد)
14.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی میگیم بخش عمدهای از مشکلات ما به خاطر تحریم نیست.
بسیار قابل تأمل؛ تعارض منافع و مسئولیت.
🔻غفلت کردیم
🔸چرچیل در خاطرات خود درباره جنگ جهانی دوم این گونه میگوید: «در ۱۹۳۶، هنگام اشغال رنانی از طرف آلمان، عملیات نظامی کوچکی کافی بود که هیتلر را بجای خود بنشاند. قبل از مونیخ یعنی هنگامیکه آلمان میخواست با چکسلواکی وارد کشمکش شود در جبهه مغرب بیش از ۱۳ لشکر نداشت. حتی در ۱۹۳۹ یعنی در مدتی که لهستان مقاومت میکرد ۴۲ لشکر آلمانی مجبور بود که در جبهه مشرق بجنگد، اما اکنون برتری با آلمان بود زیرا در هیچ لحظه متفقین، یعنی شکستدهندگان سابق آلمان، جرأت نکرده بودند که ابتکار عملیات را بهدست بگیرند و حتی در موقعی که قدرت داشتند نخواستند از تجاوزات مكرر هیتلر جلوگیری کنند.»
🔹به چنگ آوردن دشمن چیزی غیر از صرف رویارویی با اوست. در نهایت متفقین در جنگ جهانی دوم بر آلمان پیروز شدند اما پیروزیشان به قیمت نابودی کل اروپا بود و به عقیدهی بسیاری این پیروزی میتوانست خیلی زودتر و با مشقت کمتری رخ دهد.
https://t.me/maktubaaat/24232
پن: ما ایرانیان فکر میکنم، جنگها با هم متفاوتاند؛ آن هم با این همه تجربه!
خیال #اسرائیل را از بابت #وعده_صادق۳ راحت کردهاید.
خودش را تقویت میکند، با آرامش فکر میکند تا کمترین اشتباه را بکند و بعد حمله را آغاز کند.
احتمالا با حملۀ سایبری گسترده کارش را آغاز کند!
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما دیر میفهمیم، دیر درس میگیریم، دیر عمل میکنیم؛ عقلمان تعطیل شده!
علم و شناخت را مسخره میکنیم. بلایش هم سرمان خواهد آمد، شدیداً تنبیه خواهیم شد.
#حجاب
در مشهد، از چند روز قبل، با پیام شوکهکننده اداره برق، به جای هفتهای دو روز، از این پس « هر روز » و هر روز « ۲ ساعت » ، اون هم دقیقا در وسط ساعت کاری ( ۱۰ تا ۱۲ ) ، برق قطع میشود !!! 😱😡
یعنی بیش از ۲۵٪ از ساعت کاری شرکتها، صنایع و تولید به فنا خواهد رفت !!
قطع برق یعنی خاموش شدن سیستمها، قطع اینترنت، قطع سیستم گرمایش ، قطع سانترال تلفن و عدم امکان خدماتدهی با مخاطبین و حتی قطع موبایل به دلیل قطع شدن BTSهای منطقه، قطع دستگاه Pose و خرید و فروش و . . .
بهانهای قطع برق، کمبود گاز برای نیروگاههای سیکل ترکیبی است، برام سوال است که خوب چرا به جای قطع برق ، گاز خانگی یا صنایع را قطع نمیکنند که گاز برای نیروگاههای برق کافی باشد و حداقل فقط گرمایش قطع بشه و برق وصل باشد تا زندگی و کسب و کار ادامه داشته باشد؟!!
یک دفعه چه بلایی بر سر کشور و زیرساختهای تولید و توزیع برق و گاز آمده نمیدانم !! که تا چند ماه پیش ، حتی در تابستان که پیک مصرف برق در کشور است، هیچ کمبود و قطع برق نداشتیم و اکنون یکدفعه به این وضعیت فجیع دچار شده ایم.
این روزها برای خرید موتور برق، ژنراتور، پنل خورشیدی و UPS هم تلاش بسیار کردیم، که متاسفانه به دلیل همین موضوع قطع برق، به شدت گران و نایاب شده است.
https://virasty.com/Anjidani/1734503508584433834
وحید اشتری کنشگر اجتماعی اخیرا در توییتی از تصمیم ابومحمد جولانی برای الغای خدمت اجباری سربازی در سوریه تقدیر کردهاست. این توییت بیشتر یادآور خطرناک شدن تبدیل تصمیمات امنیتی به جدلهای استادیومی است. تصمیمات امنیتی سخت که بجای طرح در محافل تخصصی به جدلهای استادیومی و تقلیل به ماجرای عاطفی سیلی خوردن یک سرباز (که البته ناگوار است) تبدیل شود. الغای سربازی و نظام سربازگیری در کشورهایی که زیر بحرانهای امنیتی هستند ناشی از تحمیل به کشور شکست خورده بودهاست به این معنا که الغای سربازی نوعی ممنوعیت برای کشوری بوده که در یک جنگ شکست خورده و این تحمیل از طرف کشور پیروز بر جامعه شکست خورده اجبار شدهاست.
امر سربازگیری اگر چه در ارتش امپراتوریهای کهن هم وجود داشت ولی در ایران به معنی عبور از نظام ایلاتی به دولت نوین است: از مطالعه تاریخ جهان میفهمیم که الغای سربازی عمدتا پس از شکست یک کشور در جنگ رخ داده است نخستین نمونه آن الغای سربازی در فرانسه پس از شکست ناپلئون از دولتهای اروپایی پس از قدرت رسیدن مجدد خانواده بوربون بود؛ چیزی که در منشور ۱۸۱۴ به فرانسه تحمیل شد؛ پیشتر در قانون موسوم به "جردن" خدمت سربازی اجباری شده بود. در نمونه دیگر کشور برمه بعنوان دارنده یکی از قدیمی ارتشهای منظم آسیایی که دارای نظام سربازگیری موسوم به "آحمودان" بود پس از شکست خانواده کومبانگ از بریتانیا و انحلال ارتش برمه طی کنوانسیون ۱۸۸۶، خدمت سربازی مردم برمهای لغو میشود و بریتانیا شروع به آموزش نظامی اقلیتهای برمه همچون کاچینها میکند؛ ضمن اینکه بریتانیا اقدام به برداشت منابع ارزشمند برمه همچون یاقوت کرد. امپراتوری اتریش-مجارستان هم که یکی از قدرتهای مهم اروپا در ابتدای قرن بیستم بود؛ پس از پیمان سنژرمن نیز محروم از خدمت سربازی شد. چنین بلایی نیز سر آلمان پس از جنگ اول جهانی و پس از پیمان ورسای آمد و دولت وایمار نیز محروم از سربازگیری شد؛ در قرن بیستم سیاهان نیز در رژیم آپارتاید افریقای جنوبی محروم از خدمت سربازی بودند. در دوران نزدیکتر هم در عراق پس از اشغال امریکا و حال سوریه یوگسلاویزه شده پس از اسد شاهد انحلال نظام سربازگیری هستیم.
نکته جالب اینجاست که یک فعال سیاسی که خود را کنشگر و بعضا لیدر حرکت اجتماعی میانگارد؛ نسخه تسلیمی که بر کشورهای شکستخورده تحمیل شده را برای ایران به مثابه جایزه و مزیت میانگارد. ارائه چنین نسخههایی آن هم وسط مهمترین تعارضات امنیتی چند دهه اخیر کودکانه است و ریشه در ندانستن معمای امنیتی تاریخی ایران در منطقه دارد.
https://t.me/Seidnima70/4285