eitaa logo
....?
80 دنبال‌کننده
58 عکس
7 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر نمیتوانی قواعد بازی را تغییر دهی، پس خفه شو و بازی کن... من گنجشک نیستم مصطفی مستور
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگِ قشنگ از کف دنیا برود هر که معشوقه برانگیخت گوارایش باد دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود؟ _فرامرز عرب‌عامری_
بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند سالها، هجری و شمسی، همه بی‌خورشیدند از همان لحظه که از چشم یقین افتادند چشم‌های نگران آینه‌ی تردیدند نشد از سایه‌ی خود هم بگریزند دمی هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار باز هم نام و نشان تو زِ هم پرسیدند در پی دوست همه جای جهان را گشتند کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است فصل‌ها را همه با فاصله‌ات سنجیدند تو بیایی همه ساعت، همه‌ی ثانیه‌ها... از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند قیصر امین‌پور
گرچه این شهر شلوغ است، ولی باور کن؛ آنچنان جای تو خالی‌ست، صدا می‌پیچد...
....?
ارغوان! شاخه همخون جدا مانده من... آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی‌ست هوا؟ یا گرفته است هنوز ؟ من
bamykcomaftaba.mp3
زمان: حجم: 929.3K
آفتابا چه خبر؟ این همه راه آمده ای که به این خاک غریبی برسی؟ ارغوانم را دیدی سر راه؟ مثل من پیر شده است؟ چه به او گفتی ؟ او با تو چه گفت؟ نه! چرا میپرسم ارغوان خاموش است دیرگاهیست که او خاموش است آشنایان زبانش رفته اند ارغوان… ویران است هر دومان ویرانیم… _هوشنگ ابتهاج_
....?
گرچه این شهر شلوغ است، ولی باور کن؛ آنچنان جای تو خالی‌ست، صدا می‌پیچد...
تو رفتی و جهان ساده تر از آن شد که دلم در آن جا بگیرد. _سهراب_
....?
_
در دل من چيزیست، مثل يڪ بيشه‌ی نور مثل خواب دم صبح! و چنان بی‌تابم، که دلم می‌خواهد، بـدوم تا تهِ دشت، بـروم تا سر کوه دورها آوايی‌ست، که مرا می‌خواند...! _سهراب سپهری_
در عزای او... رسم چهل روز کم است! یادِ چشمش همه‌ی عمر سیه پوشم کرد...
تا که مادر هست... قدر او باید گفت، کف پایش بوسید، پی شادیش رفت... بعد او دنیا نیست، بعد مادر جان نیست!… _سهراب سپهری_
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد از آه دردناکم سازم خبر دلت را روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد آواز تیشه امشب از بیستون نیامد گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد... شادم که از رقیبان دامن‌کشان گذشتی گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد پر شور از «حزین» است امروز کوه و صحرا مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد  _حزین لاهیجی_