در جامعهای که ما در آن زیست میکنیم، ارزش تربیت در مقدار سرکوبِ کودکان معنا میشود. هرچه بیشتر منع شوند، احتمالا ما والدین بهتری هستیم و هرقدر میزانِ طردشدگیشان افزون یابد، محتملا بهتر عمل کردهایم.
در جامعهی ما آدمها با پول خریده میشوند و تنها چیزی که قیمتش روز به روز زیاد که نه، بلکه کمتر میشود؛ عمر بشر است.
دنیای ما، آدمهای ناامید بسیار دارد. چرا که شدتِ جذابیت، در سیاهی پروفایل و نالان بودن از روزگار مفهوم مییابد.
در جهان ما، هیچچیز سر جایش نیست. برای همین هم زیست هیچگاه ترجیح آدمها نبوده است.
هدایت شده از متحول ؛
اغلب، روزهایی که تهی میشوی، رگههای نور خودش را نشان میدهد. در پس احساس یأس و ناامیدیها، عموماً ناگاه به جریان زندگی باز میگردی! من اما ترس دارم که این بار، انتهای این مسیر تباهی باشد.