#پرسش_پاسخ_معارفی
1 .چرا باید به جای اخالق سکولار به اخلاق دینی معتقد باشیم؟
پاسخ:
اخالق سکولار گرایشی در اخلاق است که ارزشهای اخلاقی یعنی صفات، رفتارها و هنجارهای حاکم بر آنها را بر
دیدگاه غیر دینی مبتنی میکند و معتقد است دین هیچ گونه مرجعیتی در امور اخلاقی ندارد. از دیدگاه اخلاق سکولار
عقلِ خود بنیاد و علم تجربی تنها مرجع تنظیم رفتارهای انسانی است. برخی قرائتها از سکولاریسم، بر این باور استوار است که جهان ارزشی است که خدا به آدمیان اعطا کرده و خود از آن سلب مسئولیت نموده است و نگهداری آنرا به خود انسان سپرده است.
پس هر چند سکولار معانی متعددی دارد، اما ما سکولار به معنای دین زدایی را مد نظر نداریم
بلکه سکولار به معنای اخلاق عقلی را در نظر میگیریم.
در ابتدا باید عرض کنیم که ما نیز باور داریم اخلاق، عقلی است و آنچه بین همه ما انسانها مشترک است عقل آدمی
است؛ بنابر این باید از طریق عقل ارزشهای اخلاقی را بررسی و بدست آورد. اما یکی از سوالهایی که مطرح میشود
این است که پس اخلاق دینی و اسلامی چه ضرورتی دارد؟ در این خصوص میتوان به فایده و اثر اخلاق دینی اشاره
کرد:
1 .افزایش گستره آگاهیهای اخلاقی
بیان قرآن در زمینه احکام اخلاقی، ارشاد به حکم عقل است. مثال اگر قرآن کریم میفرماید: "نیکی کنید که یقیناً خدا به فرض نیکوکاران را دوست دارد"
اگر خداوند متعال نمیفرمود، احسان کنید، انسانها احسان نمیکردند؟ این ارزش های اخلاقی عقلی هستند و در اینگونه ارزشها منتظر کلام شارع نمیمانیم و آموزه های اخلاقی که در قرآن آمده را ارشاد به حکم عقل میدانیم. اما مسئله مهم این است، آیا انسانهای عاقل قادرند همه مصادیق ارزشهای اخلاقی را به تمامِ درست تشخیص دهند؟ متأسفانه باید بگوییم انسانها در تشخیص برخی موارد و مصادیق حداقل در بخشی از زمان دچار ضعف و جهالت هستند؛ به خصوص در تشخیص مصادیق سه اصل اخلاقی بنیادی، عدالت، سودرسانی و ضرر نرسانی
مثال یک مسئله پیچیده و دشواری مانند ارث که اگر تقسیم کردنش دست خود انسانها باشد، واقعا نمیدانند
فلان موردش مصداق عدالت است یا خیر؟ در چنین مصادیق و مواردی انسان عاقل میگوید، چکار باید کرد و ارث را چگونه باید تقسیم کرد؟ در حالی که خدایی که خالق هستی و انسان است و برای همه انسانها در همه شرایط بهترین را میخواهد طبق یک مصالحی بهترین تقسیم بندی عادلانه را به تفصیل بیان می کند.
یا مثال مسئله شراب، بر اساس اصل ضررنرسانی ما نباید به خودمان ضرر برسانیم و این یک حکم عقلی مسلم است. اما
سوال این است، چه چیزی برای انسان مضر است؟ آیا شراب ضرر دارد یا ندارد؟ قرآن میفرماید: "درباره شراب و قمار از تو میپرسند، بگو: در آن دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است، و گناه هر دو از سودشان بیشتر است. و از
تو میپرسند: چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از آنچه افزون بر نیاز است. خدا این گونه آیاتش را برای شما بیان میکند تا بیندیشید"
پس خدا انسان عاقل را مخاطب قرار می دهد که حواست باشد ضرر شراب بیشتر از منفعتش است لذا آدم
عاقل این کار را نمیکند.
تفاوت دیدگاههای فلاسفه اخلاق که با نگاه کمال عقلی به اخلاق نگریسته اند به خوبی گواه این است که عقل در این
خصوص کفایت نمیکند. در نتیجه یکی از مهمترین تفاوتها بین این دو اخلاق، توانمندی در تشخیص مصادیق است
نه تشخیص ارزش اخلاقی، عقل میفهمد آنچه که برای او ضرر دارد را نباید انجام دهد اما نمیداند چه چیزی برای او
ضرر دارد لذا میرود سراغ شارع مقدس.
2 .ارتقای هدف از زیست اخلاقی
ارجحیت دیگر اخلاق دینی بر اخلاق سکولار در نیت و هدف از رفتارهای اخلاقی است. مثال بر اساس نظریه
پیامدگرایی و قاعده بیشترین لذت برای بیشترین افراد، چرا من باید کاری کنم که دیگران لذت ببرند؟ چرا من باید به
خودم سختی و مشقت تحمیل کنم تا به دیگران سودی برسد؟ چرا باید منافع دیگران را بر منافع خودم مقدم کنم؟ بر اساس مسائل عقلی و اخلاق سکولار به راحتی نمیتوان این مسئله را حل کرد و اثبات کرد، مسائلی مانند ایثار و گذشت و مقدم کردن دیگران بر خود امری اخلاقی است. مثال فیلسوف اخلاقی مانند پیتر سینگر به روشنی اقرار می کند، علماء اخلاق سکولار در این بخش ناتوان بوده اند اما بر اساس اخلاق الهی و اسلامی به راحتی همه این مسائل توجیه میشوند.
زیرا بر اساس اخلاق الهی انسان در این دنیا از منافع خود میگذرد و به منافع دیگران میپردازد زیرا منافع بالاتری در آخرت و زندگی پس از این دنیا را تأمین کرده که دارای جاودانگی نیز هست. به نظر ما پاسخ، چرا باید زیست اخلاقی داشته باشیم، را از لحاظ عقلی نمیتوان به خوبی بیان کرد اما در فضای دینی به راحتی میتوان به این پرسش پاسخ داد.👇