غم. دردِ خاموش. زخمهایی که جوانه میزنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایهها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
انقدر معیارهای عجیب و غریب برای دوست و رفیق و پارتنر گذاشتیم و روابط رو از عکسهای پینترستی و داستانهای خیالی قضاوت کردیم که یادمون رفته آدما همینن. معمولین؛ همیشه خوب نیستن؛ کامل نیستن؛ اشتباه میکنن؛ خسته میشن؛ ناراحت میشن و حقم دارن.