مدام قلبم را میشکستی و من مدام پیش تو برمیگشتم،
چون تو تمام چیزی بودی که میشناختم.
سرانجام دریافتم این خودم هستم که تیشه به ریشه ام میزنم.
حوصلهات که سر میرود
با دلم، با دوست داشتنم، بازی نکن ؛
من در بیحوصلگیهایم با تو زندگیها کردم .