16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همش از این میترسیدم ... نبینم امشبو ..
•|والقمر۵۹
كَتَبَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام إلى مُحَمَّدِ مِن كَربَلاءَ :
بِسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ ،
مِنَ الحُسَينِ بنِ عَلِي إلى مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ
ومَن قِبَلَهُ مِن بَني هاشِمٍ ، أمّا بَعدُ ،
فَكَأَنَّ الدُّنيا لَم تَكُن وكَأَنَّ الآخِرَةَ لَم تَزَل ، وَالسَّلامُ ..
.
حسين بن على عليهماالسلام از كربلا به محمّد نوشت:
«به نام خداوند رحمتگر مهربان. از حسين بن على
به محمّد بن على و ديگر فرزندان هاشم.
امّا بعد :
دنيا چنان است كه گويى هرگز نبوده است و
آخرت ، چنان است كه گويى همواره بوده است! بدرود».
•|والقمر۵۹
والقمر۵۹
حواله حرمش را به این و آن دادی... غمش را حواله به من کن؛ غمش از آن من است •|والقمر۵۹
روح من از غصه تو چاک چاک ...
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای بابا حکایتی شده موییم ...
ای بابا... شکستگی ابرویم ...
•|والقمر۵۹
والقمر۵۹
ای بابا حکایتی شده موییم ... ای بابا... شکستگی ابرویم ... •|والقمر۵۹
بابا نبودی دیگه وصیت کردم
به عمه گفتم ببخش اذیت کردم ...
والقمر۵۹
ای بابا حکایتی شده موییم ... ای بابا... شکستگی ابرویم ... •|والقمر۵۹
بابا شنیدی امروز اگه دیر کردم
عمه رو بردن ... من اون وسط گیر کردم
والقمر۵۹
ای بابا حکایتی شده موییم ... ای بابا... شکستگی ابرویم ... •|والقمر۵۹
همش می گفتم که خوش به حال راهب
اون شب و تا صبح ... شدی تو مال راهب
والقمر۵۹
ای بابا حکایتی شده موییم ... ای بابا... شکستگی ابرویم ... •|والقمر۵۹
کاش منم گوشواره داشتم ؛ برای دیدن تو چاره داشتم
شمر اگه طلا ببینه راه میاد با آدم ...
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به بابایت بگو کارمو خانم سه ساله ...
•|والقمر۵۹
والقمر۵۹
این رقیه بود... •|والقمر۵۹
زخم هایم همه اش گشته مداوا مثلاً
چشم کم سوی من امشب شده بینا مثلاً
آمدی تا که تو همبازی دختر بشوی
باشد ای رأس حنا بسته! تو بابا مثلاً
مثلاً خانه مان شهر مدینه است هنوز
و تو برگشته ای از مسجد و حالا مثلاً
کار من چیست؟ نشستن به روی زانوی تو
کار تو چیست؟ بگو شانه به موها مثلاً
یا بیا مثل همان قصه که آن شب گفتی
تو نبی باشی و من، ام ابیها مثلاً
جسم نیلی مرا حال، تو تحویل بگیر
مثل آن شب که نبی فاطمه اش را مثلاً ...
•|والقمر۵۹