والقمر۵۹
ای ناگهان عزم سفر کرده ... خداحافظ ...
من گرک هر دردیمی؛ سنن بیلیدیم بیلمدیم…
من گرک غسلون ورن ساعت... اولیدیم ... اولمدیم
اولمدیم قالدم جنازن؛ اوسته سینه ... داغلادیم
والقمر۵۹
من خیلی چیزارو باور کردم مثلا رفتن حاج قاسم و حاجی زاده حتی سیدحسن ... ولی بیا بهم حق بده رفتن ت
باور بکنم یا نکنم قصد سفر کردی
باور بکنم یا نکنم محاله برگردی ...
والقمر۵۹
قد ؟ نه بهش فک نکن فک نکن فک نکن ...
بر دوش ؛ پیکرش به ادب می برند خلق
آن که سه روز پیکر جدش به خاک بود