از یه جایی به بعد منم خسته شدم از نشون دادن علاقَم بهت؛ آره بی توجهی آدما رو خسته میکنه...
وَ مَن ؛
وَ مَن ؟! خیلی وقت است در حالِ تلاشَم که آغوشت را فراموش کنم ...
وَ مَن ؟!
بعد از تو دیگر شوقی ندارم، برای... همه چیز !
کاش یه آدم امن داشتم
که میرفتم بغلش گریه میکردم
اونم فقط محکم بغلم میکرد و میگفت میگذره...
- میدونی تو شبایِ قدر، یکی از چیزایی که از خدا خواستم چی بود؟!
+خواستم تو همیشه باشی، همیشه :)))
وَ مَن ؛
دوستَت دارم؛ به اندازه یِ تمام درد هایَم :)))
دوستَت دارم ؛
به اندازه یِ تمام خاطراتِمان :)))
وَ مَن ؛
وَ مَن ؟! بعد از تو دیگر شوقی ندارم، برای... همه چیز !
و مَن ؟!
مصمَم در فراموش کردنت :)))