رودخانهءموجدار
و باز هم پیشی ' • ' 🐈🚏
سر یه کافه ایی بود ، تا منو دید خودشو آماده کرد واس لم دادن ، لم که داد سرشو آورد بالا قشنگ آماده ناز نازی شدن بود😭😭
نازش که کردم بعدش چادرمو گاز گرفت ولش کردم بی ادب عه😭😂
وقتی دیدمش اومد جر و پلاس عکاسیشو گذاشت زمین برای عکاسی و فیلمبرداری و منم کل اون مدت به دختر نگا میکردم جوری که میتونستی بفهمی چشام قلبی شدن
بعد رفت اونور جرو پلاسو جمع کنه و خیلی استرس داشتم و همش میخواستم همچین عکسی منم بگیرم بعد خیلی با هزار تا راه دل و دلم به دریا و اومدم پیشش و فهمیدیم که وای چقد تفاهم 😭😭 و این شد دوستی من با حدیثه خانوممم
بماند به یادگار از امروز ؛