دلــ🇮🇷ـی☫
ولی تنها حرفی که تونست روحمو از تنم جدا کنه این بود؛ 💔🙂
حاجی این پیامارو
وای
اصلا یاد اینا بخیر نیستت
چقدر من گریه کردمااا
خداوکیلی تحت فشـــار بودما
از ی طرف تو از ی طرف حانیه
از ی طرف مائده چقدر حساس شده بود💔
هنوزم شماره ی اون نامردو حفظم با اینکه رفاقت شیش سالمون سر بچه بازیش به هم خورد من هنوز منتظرم برگرده!...
از ی طرفم چقدر بچه های کلاس فوشم دادن و یادته چقدر جلوم آرزوی مرگم رو کردن؟!
خداوکیلی خودمونیماا
از هیچکدومشون انتظار نمیرفت!
همه شبیه این گرگایی بودن که لباس بره پوشیده بودن تا بت نزدیک شن😂🙂💔
باور ات میشه اونموقع یواشکی گریه میکردم و میخواستم چله زیارت عاشورا بگیرم که زودتر بمیرم راحت شیید؟؟😁💔
تا ۳۸ روزشم رفتم ولی ولش کردم...
حاجی تو کلاس آنلاین چقدر با زینب حرف میزنه و باهاش قرار میزاره
تاازهه از لج من تو کلاس آنلاین هم حرف میزنه
دلــ🇮🇷ـی☫
باور ات میشه اونموقع یواشکی گریه میکردم و میخواستم چله زیارت عاشورا بگیرم که زودتر بمیرم راحت شیید؟؟
هعی چقدر من گریه کردم تو زنگای ورزش هیچکی رو نداشتم تو زنگای تفریح همیشه گریه میکردم همیشه تنها بودم همیشه، همه چی تقصیر من بود همیشه وقتی ناراحت بودم تنها بودم هیچ وقت نتونستم تحمل کنم که دیگه باهات رفیق نیسم..
دلــ🇮🇷ـی☫
هعی چقدر من گریه کردم تو زنگای ورزش هیچکی رو نداشتم تو زنگای تفریح همیشه گریه میکردم همیشه تنها بودم
تو هیچکیو نداشتی؟؟
ماهلین سر تو به من فوش میدادناااا😂💔