بیستوهشتهزاروخوردهای
اون بچه های فامیلی که انتظار داشتم شیره کش شن دانشگاه قبول شدن😧
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیستوهشتهزاروخوردهای
امروز بچه ها کیفمو دوباره بهش نشون دادن (بهش ازین سربند پرچم ایرانیا و دوتا پیکسل آقا مجتبی و پرچم ا
عاشق داستانای تو و دبیرات ام
کلا داستان زندگی تو
نه اینکه بقییه مزخرفن و فقط داستان های تو جالبه، ها،(بین خودمون باشه، بنظر میاد واقعا همینطوره) فقط نوع بیانت بیشتر به دل میشینه.
میتونم تا فردا صبح بخونمشون.
چرا کتاب نمینویسی؟
بیستوهشتهزاروخوردهای
عه موهام😖
جذابیت محض
دیدی میگن طرف گلوشو فرشته بوسیده؟ این موها رو بنظرم فرشته پیچیده
اه
در توصیفش هیچی نمیشه گفت
حدس بزنید دختر کی رو با دوتا پسر و بدون پوشش اسلامی تو بوستان علوی دیدم؟
آفرین، دختر اونی که سرش تو زندگی و پوشش و رفت و آمد همه ی دخترای مجتمع بود.
بیستوهشتهزاروخوردهای
عه موهام😖
موهایی که میخواستم:
موهایی که دارم: 2A