Willi
عشق اگر عشق باشد، ریشهاش مثل درخت گردو چنان در جانِ زمین پنجه میگشاید که فرصت به گیاه دیگر نمیدهد
عزیزدلم؛ تو چرا باید انقدر بدبختی بکشی؟ مگر چهچیزی از آنها کم داری؟ تو خیلی مهربان و زیبا و فهمیده هستی، پس چرا باید سهمی از زندگی نداشته باشی؟ چرا آدمهای خوب باید در سختی و بدبختی زندگی را بگذرانند؟ خوشبختی خود به خود سر راه عده دیگری ظاهر میشود. عزیزم میدانم با گفتن این حرفها نباید ذهنم را درگیر کنم، ولی منصفانه بگوییم، چرا سرنوشت باید به روی یک نفر لبخند بزند و نسبت به کودکی که در خانهای محقر متولد میشود چنین ظالم و ستمگر باشد؟
ـ بیچارگان | داستایفسکی.
هدایت شده از من سیگاری نیستم
میشه برگردیم به روزایی که جنگ واقعی بود؟ همون روزایی که تلوزیون مارش میزد؟ همون روزایی که حداقل احساس میکردیم یه چیزی هستیم؟ میشه تفاهم بخوره تو سرتون؟ میشه اسپانیا ببره؟