من قاصدک فوت کردم، شمع کیک تولدم رو فوت کردم، من وقتی ستارهی دنبالهدار دیدم دستامو به هم چسبوندم.
من آرزو کردم، مگه میشه نشه و نرسم؟
داری میکاپ یا موهاتو استایل میکنی؛ وسطش گریهت میگیره و اصلا مهم نیست مهمونی یا کجا دعوتی، جونت غمگینه، فقط نقابت عوض میشه.
پیشانیام چروک شد و مویِ من سپید،
رحمی بکن عـزیزِ دلم بر جوانیام..
• محمدرضا قرقانی
وقتش که بشه، آدمش که برسه؛
چایی دم میکشه، چشمات براق تره، دلت آروم و خیالت راحت میشه، لاکت خوشرنگتره، موهات خوشفرمتره، خندهت عمیقتره، ماکارونی خوشمزهتره، ابرا پشمکیترن.
فقط باید وقتش برسه..