eitaa logo
دانلود
بالاخره در انتهای یکی از این دردها، مرگ نشسته.
‏پیشانی‌ام چروک شد و مویِ من سپید، رحمی بکن عـزیزِ دلم بر جوانی‌ام.. • محمدرضا قرقانی
وقتش که بشه، آدمش که برسه؛ چایی دم می‌کشه، چشمات براق تره، دلت آروم و خیالت راحت می‌شه، لاکت خوش‌رنگ‌تره، موهات خوش‌فرم‌تره، خنده‌ت عمیق‌تره، ماکارونی خوشمزه‌تره، ابرا پشمکی‌ترن. فقط باید وقتش برسه..
رقاصه‌ی هر سازِ تو گشتیم و تو اما؛ یک بار به سازِ دل‌ما گوش نکردی..
تو آمدی که غمِ عشق، محترم باشد..
Willi
سایه‌ام‌ گفت:‌ دگرخسته شدم، خوددانی؛ تو بمان‌‌و‌ قدم‌‌و گریه‌‌و‌ شب‌، من‌ رفتم..
تو مثلِ فتح خرمشهر، تو شوقِ بوسه‌ای پنهان؛ تویی خوشحالیِ بعد از شکستِ حصرِ آبادان!
کمک کن عزیزم، نمیخوام بمیرم.
گفت: یه آرزو بکن. گفتم: کاش‌ بالاخره یه جایی خوشبختی از نفس بیوفته و دستامون بهش برسه.