پیشانیام چروک شد و مویِ من سپید،
رحمی بکن عـزیزِ دلم بر جوانیام..
• محمدرضا قرقانی
وقتش که بشه، آدمش که برسه؛
چایی دم میکشه، چشمات براق تره، دلت آروم و خیالت راحت میشه، لاکت خوشرنگتره، موهات خوشفرمتره، خندهت عمیقتره، ماکارونی خوشمزهتره، ابرا پشمکیترن.
فقط باید وقتش برسه..
Willi
سایهام گفت: دگرخسته شدم، خوددانی؛ تو بمانو قدمو گریهو شب، من رفتم..
تو مثلِ فتح خرمشهر، تو شوقِ بوسهای پنهان؛
تویی خوشحالیِ بعد از شکستِ حصرِ آبادان!
گفت: یه آرزو بکن.
گفتم: کاش بالاخره یه جایی خوشبختی از نفس بیوفته و دستامون بهش برسه.