eitaa logo
دانلود
رقاصه‌ی هر سازِ تو گشتیم و تو اما؛ یک بار به سازِ دل‌ما گوش نکردی..
تو آمدی که غمِ عشق، محترم باشد..
Willi
سایه‌ام‌ گفت:‌ دگرخسته شدم، خوددانی؛ تو بمان‌‌و‌ قدم‌‌و گریه‌‌و‌ شب‌، من‌ رفتم..
تو مثلِ فتح خرمشهر، تو شوقِ بوسه‌ای پنهان؛ تویی خوشحالیِ بعد از شکستِ حصرِ آبادان!
کمک کن عزیزم، نمیخوام بمیرم.
گفت: یه آرزو بکن. گفتم: کاش‌ بالاخره یه جایی خوشبختی از نفس بیوفته و دستامون بهش برسه.
سایه‌اش تا به ابد از سرِ من کم نشود، گردنم پیش کسی غیر رضا(ع) خم نشود..
- حضورش به‌چه ماند؟ + به شنیدن صدایِ آدمی که در غربت، به زبانِ مادریت سخن بگوید.