«نظن أننا نسيناها، تعود بعد زمن على هيئة بكاء بلا سبب أو ضيق أو حزن أو وحشة بلا توقيت.»
فکر میکنیم فراموشش کردهایم، اما پس از مدتی، به شکل گریهی بیدلیل یا دلتنگی و اندوه وترس گاه و بیگاه برمیگردد.
Willi
تا زنده ام که هیچ، به من اعتماد کن میمیرم و میان کفن عاشق توام ..
به خیال خودمان عشق، به قول تو شعار؛
ای بر منکر چشمان تو لعنت، بشمار.
Willi
به خیال خودمان عشق، به قول تو شعار؛ ای بر منکر چشمان تو لعنت، بشمار.
همیشه آرزوم بود یکی باشه تا هرچندوقت یهبار واسم شعر بفرسته.
اینکه وسط یهروز شلوغ و پر از اضطراب بیای ببینی یکی همچین شعری واست فرستاده، قشنگه نه؟