دردی که فکر میکردیم ما را میکشد، ما را نکشت! اما کاری کرد که مرگ را بیش از هرچیزی دوست بداریم.
Willi
گریه کن، دشنام دِه، دلگیر شو، اما بمان! هیچکس اینجا نمیماند به پایِ هیچکس..
جدا شد یارِ شیرینت؛ کنون تنها نشین ایشمع!
که حکمِ آسمان این است، اگر سوزی و گر سازی..
Willi
« سلاماً على الذين يعانقهم التراب، ونحن في أشد الحاجة لعناقهم. »
سلام بر آنها که خاک را در آغوش گرفتهاند، حال آنکه ما به آغوش آنها بسیار محتاجتریم.
یهروزی میری اونجاهایی که گریه کردی، میخندیو قهقهه میزنی! عوض میکنی داستانو.
اینجوری نمیمونه.