Willi
« سلاماً على الذين يعانقهم التراب، ونحن في أشد الحاجة لعناقهم. »
سلام بر آنها که خاک را در آغوش گرفتهاند، حال آنکه ما به آغوش آنها بسیار محتاجتریم.
یهروزی میری اونجاهایی که گریه کردی، میخندیو قهقهه میزنی! عوض میکنی داستانو.
اینجوری نمیمونه.
Willi
جدا شد یارِ شیرینت؛ کنون تنها نشین ایشمع! که حکمِ آسمان این است، اگر سوزی و گر سازی..
هر جای این جهان بروی غرقِ غربتی،
برگرد سوی من که وطن چیز دیگریست!
هنوز که هنوزه دارم جسد پروانه از توی دلم جمع و دفن میکنم. حق اون همه عشق این نبود.
هدایت شده از ﮼ مَهـــدا ﮼
چون تکهی نانی سر راهش بودم،
بوسید، مرا گذاشت یک گوشه و رفت.