eitaa logo
دانلود
ما که دل کَندیم از او، دیگر چه‌فرقی می‌کند؟ با سگانِ زرد باشد یا شغالانِ سیاه..
خدایا ایرانت بوی زندگی نمی‌دهد، اسپانیایت متری چند
بر ما دلت نسوخت، ندانم چرا نسوخت! مارا دلت نخواست، ندانم چرا نخواست..
ما زن‌ها رسم خوبی داریم. زمان سختی شروع می‌کنیم به کوتاه کردن؛ کوتاه کردن ناخن‌ها، موها، حرف‌ها و رابطه‌ها.
خسته‌ام. از همه‌چی، از مردم، از نقش بازی کردن، از اینکه مجبورم بخندم وقتی دلم فریاد می‌خواد.
زندگیه دیگه. گاهی خسته‌ت میکنه، خیلی خسته؛ اونقدر که دوست داری خودکارتو بذاری لای صفحاتش. یه‌مدت بری سراغ خودت. هیچ‌کاری نکنی، با هیچکی حرف نزنی، حتی نفس هم نکشی. اما مشکل اینجاست بعد که برمی‌گردی، می‌بینی یه‌نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و توهم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی. گم میشی، و هیچی تو دنیا بدتر از این نیست که ندونی کجای زندگیتی.
گل پاسخ داد: ابله! گمان می‌کنی شکوفا شدنِ من، برای دیده شدن است؟ من برای خود می‌شکفم و نه برای سایر افراد. شکوفایی، مرا خوشحال می کند. منشا شادی من، در وجود و شکوفایی خودم است.
اصلیه همون دوستته که زودتر از تو آدمارو میشناسه، ولی تو به‌حرفش گوش نمیکنی تا روزگار بعدا بهت حالی کنه.
کسی از دفترِ من، درسِ اقبالی نمی‌گیرد! مصیبت‌نامه‌ام! از من کسی فالی نمی‌گیرد..
شما که غریبه نیستید. یه شب‌هایی تو زندگی هست که آدم تا خرخره پر از نیازه، نیاز به شنیده شدن و قضاوت نشدن، نیاز به دستی که از این لجنِ تنهایی نجاتش بده‌. هر آدمی که اون شب رو تنها بگذرونه، از فرداش یه آدم کاملا جدیده.