eitaa logo
دانلود
Willi
امروز هم روبه پایانه و یه ۲۴ ساعتِ دیگه از عمرمون گذشت. ارزش نداره، به‌خودش قسم که این لجنزارِ دنیا
" نشونه " و من در تمامیِ عمر، به‌دنبال کلمه می‌گشتم تا حروفِ کنارهم چیده‌شده، نشانه‌ای از تو را به‌دلِ مهجور و خسته‌ی من برساند. * شاید نوری که باید به‌من بتابه، تو دستای توعه. پس ازم دریغش نکن. https://daigo.ir/secret/81377014177
Willi
- این‌ها که گفتند روزهای خوبی در راه است. یادت نیست؟ خودشان گفتند، توی چشم‌هایمان زل زدند و گفتند رو
باید یاد بگیرم تا وقتی از عشقِ کسی مطمئن نشده‌ام، با او خاطره‌ای نسازم؛ چرا که تاوانِ خاطرات جنون است و بس. - گابریل گارسیا مارکز.
هدایت شده از دژاوو🕊️
قول میدی که با اولین بارون پاییزی یادم بیوفتی ؟
من که هر پاییز آید، بی‌قرار بی‌قرارم! وای اگر مهرِ کسی هم در دلم افتاده باشد..
‌در خیابان‌هایی که هرگز آمدوشُد نداشت، در ساعاتی که می‌دانستم مشغولِ کار است، در خانه‌هایی که اصلا صاحبانِ آن‌هارا نمی‌شناخت، همیشه منتظرش بودم.
گَرد دوری تو را بر روزها پاشیده‌اند، وَرنه قبلا کِی هوا اینجا‌ چنین آلوده بود؟
نفس هست، امید نه.
منم همینطور آقای عبداللهی، منم " از بی‌تکیه‌گاهی میهراسم. "
رفتی و دلتنگی‌ات روی سرم آوار شد ریزشِ مو شد عزیزم، نخ‌به‌نخ سیگار شد..