هدایت شده از .مأوایِ من.
یک ماه گذشت،
چندين کودک بی گناه بدون اینکه بدانند امروز برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار به آغوش پر از امنیت پدر رفتند، برای آخرین بار خندیدنُ بازی کردن، برای آخرین بار دوست های خود را در آغوش کشیدند و برای آخرین بار زندگی کردند.
هدایت شده از شبهایحوّا.
سیزده بهدر برای منی که یک عمر در به در بودهام، شوخی زشتیه.
جنگ است اسماعیل، جنگ است!
آفتاب بر گورستان و گلستان یکسان میتابد
و باران خادم و خائن نمیشناسد.
ـ رضا براهنی