هدایت شده از ضاحیه مقدسه
گفت: چه زمانی همدیگر را خواهیم دید؟
گفتم: بعد از جنگ!
گفت: جنگ کی تمام خواهد شد؟
گفتم: همان وقتی که تو را ببینم...
دیگر چیزی نگفت!
گفتم : شباهت عشق و جنگ در یک چیز است!
هر دوشان مرد میخواهد ...
Willi
قانع به کمت بودم و کم، کافی بود یک نیمنگاهتان گلم! کافی بود
در خلوتِ لحظههایِ شیرین با تو،
یک چای بدون قند هم، کافی بود!
هدایت شده از رستا
سختگیری بیجا و بیش از حد، برات دروغگوهای ماهر میسازه، نه مطیع بی چون و چرا.