سازمان اوایل خودش رو مقابل انقلاب و امام نمیدید
بلکه خودش رو در قامت رهبری میدید🙏🏻
یعنی مثلا رجوی میگفت خب خمینی برای این انقلاب زحمت کشیده منم کشیدم. چرا من رهبر نشم؟
حتی به رجوی شهرداری تهران هم پیشنهاد شد، ولی به نظرش کم بود!
بعدش انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی هم شرکت کردن و رجوی برخلاف تصور خودش، رای نیاورد🙏🏻
دیگه کم کم شکاف و اختلاف ایدئولوژی و تفکر منافقین با مردم و انقلاب و رهبرانش،
بیشتر و بیشتر هم میشه!
جوری که یک منافقین یه گروه نظامی مسلح تشکیل میدن!
با چی؟
اون اسلحههایی که قبل انقلاب جمع کرده بودن و نرفتن تحویل بدن.
و از اینجا به بعد؛
اون اتفاقاتی که همه میدونیم اتفاق میوفته.
بیایید بهتون تعدادیش رو در حدی که حالتون بد نشه و بدون جزئیات بگم؛
یکم از دهه شصت:
*بمبگذاری در حرم امام رضا ع ۲۶ شهید و ۳۰۰ مجروح*
بمبگذاری در میدان عشرت آباد تهران ۱۱ نفر شهید، ۲۵ مجروح
بمبگذاری کنار مسافرخانهی زیبا میدان امام خمینی تهران، ۶۴ شهید
بمبگذاری خیابان خیام، ده ها شهید و سوختن یک اتوبوس ۲طبقه پر با تمام سرنشینانش!
بمبگذاری میدان راهآهن ۱۷ شهید، ۳۰۰ زخمی
بمبگذاری خیابان ناصرخسرو، ۹ شهید ۱۰۰ها زخمی
و...
بمبگذاری در ماشین و شهادت یک مادر ۲۲ساله و بچهش در شیراز
آتش زدن یک اتوبوس با ۳۰ سرنشین در شیراز
حمله به مغازهها و کشتن مغازهدارها، مثلا حمله به کفاشی مشهد یا لوازمالتحریری در قوچان یا مغازهدار اصفهان یا مغازه شیشه بری در همدان
بمبگذاری راه آهن قم
تیرباران سرنشینهای یک ماشین در مازندران
به رگبار بستن سرنشین های یک خودرو در گیلان
تیراندازی در کتابخانه ابوذر رشت
آخرین بهار دنیا
یکم از دهه شصت: *بمبگذاری در حرم امام رضا ع ۲۶ شهید و ۳۰۰ مجروح* بمبگذاری در میدان عشرت آباد تهر
این یه تعدادی از جنایتعا بود و ترور شخصیت هایی مثل شهید مطهری و .. رو هم ننوشتم تازه!
خلاصه؛
*جالبه بدونین که در دهه ۶۰
حدود ۱۷ هزار نفر به دست منافقین در ایران به شهادت رسیدن!!*
میریم جلوتر میرسیم به سال ۶۷
در مرداد سال ۶۷، مجاهدین در عملیات فروغ جاویدان یا مرصاد به ایران حمله کردن،
با همکاری صدام (حدود سال ۶۵ به بعد، یه جوری که رجوی پا میشه با صدام می ره جلسه🙏🏻)
یعنی دیگه از یه قسمتی به بعد دشمن داخلی و خارجی ما دستشون رفت توی یه کاسه.
و این عملیاتشون انقدر جنایتکارانه و ترسناک بود که
مردم توی کرمانشاه و سرپل ذهاب و... از ترس به دامنههای کوه پناه میبردن...
سال ۶۷ که اینا با همکاری صدام اومدن که شروع کنن از داخل کشور رو بگیرن؛
سازمان یه هماهنگی کرد با نیروهایی که زندانی بودن!
این نیروهای زندانی منافقین کیا بودن؟
آفرین!
اونایی که این جنایتها رو کرده بودن،
یه سری شون رو طبیعیتا دستگیر کرده بودیم دیگه.
و توی زندان بودن.
سازمان شروع کرد هماهنگی با اینا
که ما عملیات رو شروع کردیم
شما هم از توی زندان شروع کنین و بریزید بیرون و کمک کنین شهرها رو از تو بگیرید!
اینایی که توی زندان بودن هم
همه محاکمه شدن بودن و منتظر حکمشون بودن!
و یه چیز خیلی جالبببب.
سال ۶۵ آقای منتظری یه جمعی رو تشکیل میده به نام هیئت عفو😐
اینا میرن توی زندان ها به اینا میگن توبه کنین🙏🏻 بعد هرکی توبه میکنه و اطلاعات میده به حکومت آزادش میکنن😐
و جالبتر اینکه خب خیلیهاشون الکی میگن ببخشید و توبه کردیم که بیان بیرون!
یعنی دیگه سال ۶۷ واقعا هرکی اون تو بوده
حتی الکی هم توبه نکرده بوده ۲سال قبلش!
قاتلهایی بودن که محاکمه شده بودن و مثلا زن و بچه یک نفر رو کشته بودن و اون یک نفر الان دیگه شاکی خصوصی اینا بود!
یا کسی بوده که توی قتل بقیه شریک بوده
تازه فارغ از بحث محاربه.
بعدش چی شد؟
بعد منافقینی که بیرون بودن شکست خوردن.
ولی اونایی که توی زندان بودن همچنان در حال شورش بودن.
امام دستور داد یه هیئتی ایجاد بشه
آقای نیری، قاضی شرع، دادستان و ...
این هیئت مجدد کسایی که یک بار محاکمه شده بودن رو محاکمه کرد.
تعداد قابل توجهی که حکم اعدام داشتن؛ توی نوبت بودن. اینا هیچی.
اونایی که حکمشون اعدام نبود چی؟