#مدح_امیرالمؤمنین علیه السلام
#عید_غدیر 🎉🎉🎉🎉🎉
دستهايت را که در دستش گرفت آرام شد
تازه انگاری دلش راضی به اين اسلام شد
دستهايت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:
مومنين! (يک لحظه اينجا يک تبسم کرد و گفت:)
خوب میدانید در دستانم اينک دست کيست؟
نام او عشق است، آری میشناسیدش، علی ست
من اگر بر جنگجويان عرب غالب شدم
با مددهای علی ابن ابی طالب شدم
در حُنين و خيبر و بدر و اُحُد گفتم: علی
تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علی
با خدا گفتم: علی، شب در حِرا گفتم: علی
تا پيام آمد بخوان «يا مصطفی»! گفتم: علی
هر چه میگویم علی، انگار اللّهی ترم
مرغ «أَو أَدنی»ييم وقتی که با او می پرم
مستجار کعبه را ديدم، اگر مُحرِم شدم
با «يَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ أَیديهِم» شدم
تا که ساقی اوست سرمستند «اصحابُ اليمين »
وجه باقی اوست، «إِنّي لا اُحبُّ الآفِلين»
دست او در دست من، يا دست من در دست اوست
ساقی پيغمبران شد يا دل من مست اوست
يکصد و بيست و چهار آيينه با هر يک هزار
ساغر آوردند و او پر کرد با چشمی خمار
آخرين پيغمبر دلدادهام در کيش او
فکر میکردم که من عاشقترينم پيش او
دختری دارم دلش دریای آرامش، ولی
شد سراپا شور و توفان تا شنيد اسم علی
کوثری که ناز او را قلب جنت میکشید
ناگهان پروانه شد دور سر حيدر پريد
روزگارش شد علی، دار و ندارش شد علی
از ازل در پرده بود آيينه دارش شد علی
رحمةٌ للعالمينم گرد من ديو و پری
میپرند و من ندارم چاره جز پیغمبری
بعد از اين سنگ محک ديگر ترازوی علی است
ريسمان رستگاری تارِ گیسوی علی است
من نبیاَم در کنارم يک «نَبَأ» دارم «عظيم»
طالبان «اِهدنا» اينهم «صراطَ المستقيم»
چهرهاش مرآتِ «ياسين»، شانههايش «مُحکمات»
خلوتش «والطور»، شور مرکبش «والعاديات»
هر خط قرآنِ من، توصیفی از سيمای اوست
هر که من مولای اويم، اين علی مولای اوست
شاعر/ قاسم صرافان🌻
علمی عرفانی👇
@wittj2