تا به عشق ات برسم ، فاصله ای در من بود
پای تردید ِ پُر از آبله ای در من بود
دلی آوار شده ، چشم ِ به ره دوخته ، آه
موج ِ مهجورئ تو ، مرحله ای در من بود
شب وُ تشویش ، پریشدگی وُ حیرانی
شور ِ دلواپسی ات مشغله ای در من بود
تب ِ خاموشئ من ، غبطه ی بغض ِ فانوس
از سکوت ِ شب ِ سنگی ، گِله ای در من بود
کاش می شد که دلی درد ِ دلم می فهمید
- درد ِ عشقی که فراهم صله ای در من بود
و نگاه ِ تو به بی سمتئ رویا می رفت
همسفر با دل ِ تو ، راحله ای در من بود
کوک ِ بی پرده ی دلتنگئ عاشق می زد
- حُزن ِ سازی ، که نُت اش غائله ای در من بود
لیلئ دلشده در هُودج ِ شب می بردند..
و غم ِ قیسِ ِ پئ قافله ای در من بود
دوری ات را پئ اقبال ِ دلم می رفتم
سایه ی خسته ی بی حوصله ای در من بود
#گویا_فیروزکوهی 🌻
👇
@wittj2