هدایت شده از داناب (داستانک+نکاتناب)
🔶 یکی از کتابهایی که حتما باید بخوانید: کتاب «اجاره نشین خیابان الامین»
این کتاب، داستان واقعی یک کرد ایلامی به اسم جمال است، که برای کار به ترکیه میرود. در #ترکیه با یک لوطی قلچماق ترک به اسم «ارسلان» آشنا میشود و سالها با قاچاق ثروتی هنگفت به هم میزنند و زندگی میکنند. کسی که از اسلام، جمهوری اسلامی و حتی اهلبیت بریده و به هیچ چیز جز پول فکر نمیکند. تا اینکه یک بار برای تجارت، به همراه بعضی ایرانیها عازم سوریه میشود.
در #سوریه، مجبور میشوند تا ترخیص هتل، مدتی در کنار بارگاه حضرت رقیه اتراق کنند. در این لحظات او با کرامتی از حضرت رقیه، تصمیم میگیرد برای همیشه در حرم ایشان بماند. کم کم ارسلان متوجه میشود که رفیقش تغییر کرده. او هم به تبعیت از او، عازم سوریه میشود و او هم ماندگار میشود. وضع چنان میشود که این دو رفیق که زمانی از قاچاقچیان همه کاره ترکیه بوده اند، بر دیوارهای اتاقشان آیات قرآن نصب میکنند، قرآن حفظ میکنند، به مظلومان کمک میکنند و خلاصه روش زندگی شان دگرگون میشود. 😳😊از همه عجیبتر تغییر و تحولات ارسلان است که حتی زنهایش باور نمیکنند او تا این حد تغییر کرده. کسیکه پس از بازگشت به ترکیه، شغلش را تغییر میدهد. به کشاورزی می چسبد و یکی از زیتون کاران بزرگ ترکیه میشود.
اما سالهای ماندن جمال در سوریه، مصادف میشود با اعتراضات سوریه و سپس ظهور داعش. و حوادث بسیاری که این مدت در زینبیه و جوار حضرت رقیه میگذرد.
از نکات جالب کتاب، ناگفته هایی است شنیده نشده از دل حوادث سوریه. مثلا جمال به زیبایی توصیف میکند که با ظهور داعش، همه صحن حضرت رقیه و حضرت زینب را تنها میگذارند، جز افغان های شیعه. آنها که بعدا لشکر فاطمیون را تشکیل میدهند. او از اینکه چطور ارتش آزاد سوریه به داعش تغییر کرد سخن میگوید.
از لحظات هولناکی میگوید که روح انسانها از انسانیت به توحش تبدیل میشود. جمال میگوید روزگاری شد که کسی که سال قبل به من افطاری داده بود، حالا به دشمن من تبدیل شده بود و چون ایرانی و شیعه بودم، حاضر بود خونم را بریزد. 😞
و در ادامه از وضعی میگوید که کسانی که روزی خواهان مرگ بشار اسد بودند، با تجربه ناامنی و بی ثباتی در کشورشان به روزی میرسند که عکس بشار اسد را در کوچه هایشان میزنند و برای ماندن او و حفظ کشورشان به شهادت میرسند.
با خواندن کتاب خصوصا در ایامی که #ایران تجربه اغتشاشاتی داشت که در آن وحشیانه ترین قتل های نیروهای امنیتی صورت گرفت، صحنه های متوحش شدن انسانها بهتر قابل درک است. صحنه هایی که اگر از آن درس نگیریم، متاسفانه سوریه سازی آینده ایران است.
مطالعه این کتاب باعث میشود به سیاست به اهلبیت به جمهوری اسلامی به ماموریت بزرگی که مدافعان حرم انجام دادند، به دیدن دست دشمنان در لحظه لحظه سیاست ایران و جهان با دید عمیق تری بنگریم.
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
دانابی شو؛ دانا شو!👇👇
📚 @dastanak_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ترسا کوربین. فمینیست آمریکایی است و به اسلام و حجاب گرایش پیدا کرده. مدافع حقوق زنان و فعال اجتماعی...
(روزی خواهد رسید که زنان در شأن خود نبینند که در جامعه بدون پوشش مناسب تردد کنند... بخصوص که کم کم در حال فهمیدن هستند که پوشش مانع آزادی آن ها برای کسب علم و فعالیت اجتماعی شان نیست. ولی مانع تعدی و تعرض و آسیب های ناخواسته ای که بسیار پر تکرار در همه جای دنیا برای زنان رخ می دهد هست.)
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
هدایت شده از داناب (داستانک+نکاتناب)
دعاء در غيبت امام زمان (عليه السّلام)
به سند معتبر روايت شده است كه شيخ ابو عمرو نايب اول امام عصر [صلوات الله عليه] به ابو علي محمد بن همّام املا فرمود، و به او امر كرد كه آن را بخواند. سيّد ابن طاووس در كتاب <جَمال الاسبوع>، پس از ذكر دعاهاي وارد بعد از نماز عصر جمعه، و صلوات كبيره، اين دعا را ذكر نموده و گفته: اگر براي تو، از تمام آنچه ذكر كرديم عذري باشد، پس بپرهيز از اينكه خواندن اين دعا را واگذاري، به درستي كه ما داشتن اين دعا را از فضل خدا <جل جلاله> مي دانيم كه ما را به آن ممتاز ساخته، پس به آن اعتماد كن. این دعا در مفاتیح الجنان نقل شده و ابتدای آن اينگونه است:
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَكَ
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي
#مهدویت
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
دانابی شو؛ دانا شو!👇👇
📚 @dastanak_ir
هدایت شده از داناب (داستانک+نکاتناب)
🔴 تلنگر
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت :
ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد.
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری … خجالت نمی کشی؟ …
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد
خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم
مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد.
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
هدایت شده از داناب (داستانک+نکاتناب)
شعری به ترتیب حروف الفبا در وصف حضرت معصومه سلام الله علیها
ا) ای خاک درت تاج سرم خواهر سلطان
ب) بیمه شده با فیض دمت کشورِ ایران
پ) پیوسته به پابوسِ تو آیند ملائک
ت) تردید ندارم که توئی مریم دوران
ث) ثابت قدمم کرده دعاهای تو بانو
ج) جبریل برد سجده به خاکِ تو کماکان
چ) چون بوسه زنم بر در و دیوار حریمت
ح) حس میکنم اینجاست همان مرقدِ پنهان
خ) خوبانِ جهان در حرمت جمله گدایند
د) دم می زند از نام تو سلطانِ خراسان
ذ) ذکرش همه دم نَقلِ کرامات تو گشته است
ر) رَه یافته هر کس که در آن روضهی رضوان
ز) زوار تو آری همه از اهل بهشتند
ژ) ژرف است کلامِ تو چنان آیهی قرآن
س) سائل نکند ثانیه ای رو به اجانب
ش) شد زانکه نمکگیر تو ای حضرتِ باران
ص) صحن تو جلا داده دل و دیده ی ما را
ض) ضمنا شده حاتم ز کراماتِ تو حیران
ط) طوفِ حرمت را ز خدا خواسته مریم
ظ) ظاهر شده تا اینکه مقاماتِ تو بر آن
ع) عمریست که از قلبِ محبانِ خود از لطف
غ) غم بردهای ای مرجعِ تقلیدِ کریمان
ف) فرمود چه خوش عالمی از جنس حقیقت
ق) قم گشته ز فیض حرمت مرکز ایمان
ک) کی دم بتوان زد ، زِ تو با مصرع شعری
گ) گر إذن به شاعر ندهد خالقِ منان
ل) لطف و کرم و جود تو هرگز مگذارد
م) محشر بشود دیده ی ما چون همه گریان
ن) نتوان که مرا خواند غلامِ تو یقینا
و) وقتی که غلامانِ تو هستند بزرگان
ه) هستیِ غریب الغربا ، عمهی سادات
ی) یک لحظه از این بی سر و پا روی مگردان
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)👇
📚 @dastanak_ir
هدایت شده از داناب (داستانک+نکاتناب)
🔶 پیگیری دوباره تبیان از خوشگوار درباره صهیونیستی بودن کوکاکولا / خوشگوار: اینجا کسی نیست دراینباره جواب بدهد!
🔸 در راستای پویشی که برای تحریم کالاهای صهیونیستی راه افتاده، ۱۰ روز قبل بررسی کردیم و به خبرهایی در سال ۱۳۸۵ رسیدیم که شركت توليدكننده نوشابه كوكاكولا در ايران به واسطه یک شركت ایرلندی یک و نيم ميليارد تومان به حساب كوكاكولا واریز کرده است.
🔸وقتی از شرکت خوشگوار پیگیری کردیم با این جواب که «شما نوشابهات رو بخور!» روبرور شدیم، بعد از تقریبا دو هفته مجددا امروز با شرکت خوشگوار تماس گرفتیم.
🔸در پیگیری دوباره با مدیر فروش خوشگوار صحبت کردیم و از او هم این سوال را پرسیدیم که این طور به ما جواب داد: «شما مدرکی برای این حرف خودتون دارید؟ اگه رسانهها مدرکی داشتن تا الان باید شرکت بسته میشد!» در پاسخ به صحبت وقتی گفتیم پیش از این مدارک موضوع منتشر شده و طی سالها کسی از خوشگوار پاسخگو نبوده، ادامه نداد و شماره جدیدی برای پیگیری دادند.
🔸 شماره جدید مربوط به انبار مرکزی خوشگوار بود که به اپراتور وصل شد و فرد پاسخگو بعد از شنیدن سوال ما گفت: «شما چرا پیگیر این موضوع هستین؟ مشکلات دیگر جامعه را حل کنید! این مشکلات همیشه بوده، همه هم میدونیم، حالا هرچی هست! من سالهاست اینجا کار میکنم تماسهای این مدلی زیاد بوده. اینجا کسی نیست دراینباره جواب بدهد و حرف خاصی هم ندارند که بگویند.»
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)👇
📚 @dastanak_ir
#تلنگرانه ...👌
:) یک تار موی من بیرون باشد، دنیا به آخر میرسد؟!
اگــر یــک تــار مــو در غذایــی خــوب و خوشــمزه باشــد، آیــا دنیــا بــه آخــر میرسد؟ خیـر.
ایـن تـار مـو حتـی مـزه و طعـم غـذا را هـم تغییـر نمیدهد، امـا بسـیاری از افراد طبیعتـا در چنیـن حالتـی دچـار دلزدگـی شـده و آن غـذای خـوب و خوشـمزه از چشمشان میافتد.
از ســوی دیگــر ماجــرای ســؤال یکــی از اصحــاب امــام صــادق (علیهالسلام) در ایــن زمینــه درسآموز اســت. روزی یکــی از یــاران امــام خدمــت ایشــان رســید و گفــت در یــک کــوزه روغــن یــک مــوش افتــاده، آیــا میشود آن روغــن را خــورد؟ امــام صــادق (علیهالسلام) فرمودنــد:
نمیتوانی آن را بخـوری. مـرد گفـت آقـا یـک مـوش کوچکتـر از آن اسـت کـه باعـث شـود غـذای خـود را کنـار بگـذارم و از خیـر روغنهای گـران قیمـت بگـذرم! امـام صــادق (علیهالسلام) فرمودنـد: آن چیـزی کـه در نظـر تـو کوچـک اسـت، مـوش نیسـت. ایـن دیـن اسـت کـه در نظـر تـو کوچـک اسـت.
بنابرایـن، وقتـی از ایـن زاویـه بـه ماجـرا نـگاه کنید متوجـه میشویم کـه یـک تـار مـو شـاید بـه خـودی خـود اهمیتـی نداشـته باشـد امـا وقتـی بـه ایـن توجـه کنیـم کـه حتـی نمایـش یـک تـار مـو هـم، سـرپیچی از فرمـان پـروردگار جهانیـان اسـت، بنابرایـن نمایـش حتـی یـک تـار مـو بـه نامحـرم هـم مهـم میشود. چطـور ممکـن اسـت روزانـه دسـت دعـا و نیـاز بـه درگاه پـرورگار بلنـد کنیـم و از او انتظـار داشـته باشـیم نیازهایمـان را تامیـن کنـد ولـی در عمـل بـه دسـتوراتش اهمیـت ندهیـم؟
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b