#Wrongtime
#part_27
چشام رو که باز کردم روی نیمکت کنار هایپر نشسته بودم و تئو سعی میکرد با امبولانس تماس بگیره! وقتی دید چشمامو باز کردم گوشیش رو توی جیبش گذاشت و گفت: وای دیا خوبی؟ سر تکون دادم و اون در بطری ابی رو باز کرد و بهم اشاره کرد که بخورم، نصف بطری رو خوردم و گفتم: وای ببخشید دیر شده بود منم نفس تنگی دارم به خاطر همین دوییدم که کار درستی نبود همیشه بعدش غش میکنم، اره بعد وقتی رسیدم یه همچین اتفاقی افتاد! تئو جوری نگاهم میکرد که انگار مطمعن نبود حالم خوب باشه و گفت:مطمئنی نمیخوای تا درمانگاه بریم؟ سر تکون دادم و گفتم: اره بابا نترس، از صبح چیزی نخورده بودم و دوییدم معمولا اینجور مواقع باید انرژی زا بخورم که باعث میشه قندم بالا بره و غش نکنم حتی انرژی زا هم اوردم ولی خب انقد دیر بود وقت نشد بخورم! با دست به سرش زد و گفت: دختر اگه از همون اول میگفتی منتظرت مینشستم نیازی نبود بدویی! الانم ولش کن یکم دیگه چیزی نخوری دوباره غش میکنی! کروسانی که قولش رو داده بود رو بهم داد و گفت: اینو بخور همون کروسانیه که ازش تعریف کردم. تشکر کردم و بازش کردم! بوی نون تازه و مربا عالی بود و سریع گاز اولو زدم! فکر کنم بهترین کروسان زندگیم بود. با خوشحالی به تئو گفتم: این عااااالیه. کنارم نشست، ابروش رو بالا انداخت و با غرور گفت: دیدی بهت گفتم؟...
@wrongtime2✨
#Wrongtime
#part_28
اروم خندیدم و گفتم: اره واقعا خوشمزه و تازس، شیرینی مرباش هم کاملا به اندازس!خودت نمیخوری؟ تئو سریع واکنش نشون داد با خنده گفت: میدونم چقدر خوبه ولی مطمعن باش من صبحونه،ناهار و شام کروسان میخورم اینیکی برای خودته! با وجودی که کنار هم نشسته بودیم دقتی بهش نکرده بودم، هودی مشکی ای پوشیده بود و کلاهش رو روی سرش گذاشته بود، کاپشن زیتونی رنگی هم روش پوشیده بود و ظاهرش مثل دفعه ی قبل بود. به سمتم برگشت و گفت: راستی یکم از خودت بگو. مدرسه چطور بود؟ کش و قوسی به بدنم دادم و چهار زانو روی نیمکت نشستم و گفتم: خب سوالی که پرسیدی جوابش خیلی طولانیه! چشماش برق زد و گفت منم عاشق داستان های طولانیم! لبخند زدم و شروع کردم...
✩✩✩✩✩
وایسا الان داری بهم میگی ازش شکایت نداری؟ شونه بالا انداختم و گفتم: میدونی من درس نمیخونم و اگه یک لکه ننگ دیگه تو پرونده باشه، خب هیچ کالجی نمیتونم برم یا حتا بدتر، نمیتونم کار پیدا کنم! با حرص نگاهم کرد و گفت: خب درک میکنم ولی من اشنا زیاد دارم میتونم بدون اینکه بفهمه یه چند وقت یه جا قایمش کنم و یا مثلا کاری که با گردنت کرد رو روش انجام بدم. نظرت چیه؟ ایده ی خوبیه نه؟...
@wrongtime2✨