#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#مدح
یا علی گفتیم و بعد از عشق، شعر آغاز شد
طبع خاکی پاشد و آماده ی پرواز شد
جای حق در طور با موسی تکلم کرده ای
حرف زد با تو کلیم اللهی اش احراز شد
دم زدی در خاک آدم، زنده شد با اذن حق
بعدها عیسی رسید و نام آن اعجاز شد
آمدی کعبه ترک برداشت، دیوارش شکست
اختصاصی یک در ویژه برایت باز شد
هرکه دورت هست یعنی در طواف کعبه است
کعبه هستی زخم فرقت هم شکاف کعبه است
بی نگاه لطف تو دریا بیابان میشود
خم به ابرو آوری عالم پریشان میشود
جان فداهایت زیاد و شوق جان دادن زیاد
روز میلاد تو دارد عید قربان میشود
هر کجا نام علی باشد طوافش واجب است
دور هیئت های تو یک روز میدان میشود!
یا عبای توست یا چادر نمازِ فاطمه
یک یهودی بازهم دارد مسلمان میشود
شب کمی خرما به مسکینی رسید از سفره ات
چند شب دیگر همین مسکین سلیمان میشود
هر که خاک زیر پای تو نشد ای بوتراب!
روز محشر سخت از کارش پشیمان میشود
خاک زیر پای تو عرش است نام دیگرش
خوش به حال آسمان وقتی تویی بالا سرش
آسمان تکّه حصیری ساده زیر پای توست
قاب قوسین خدا نزدیک ابروهای توست
من یقین دارم که آن بالا امیر کائنات!
آسمان هشتمی هم هست، آنجا جای توست
بر همه اشراف داری و حکومت میکنی
ماسوی یک میوه روی شاخه ی طوبای توست
آنچه که حبل المتینش خوانده در قرآن خدا
یک نخ از یک وصله، روی چادر زهرای توست
در هوایت گُر گرفتم، بیت هایم شد سپند
در هوایت مثنوی میسازم از ترکیب بند
بند بند معرکه لرزید وقتی آمدی
لشکری از هم فرو پاشید وقتی آمدی
رنگ مرهب زرد شد تا رفت بالا تیغ تو
لا فتی إلا علی لا سیف إلا تیغ تو
بدر نه، خندق نه، صفین و أحد نه، محشر است!
این صدای نعره های ذوالفقار حیدر است
تیغ در دستش رجزخوان گشت و لحنش تند شد
بسکه جولان داد و هو زد، دستِ آخر کند شد
تا زمین افتادنِ عمر از سرِ زین راه نیست
آنقدر هم تیغ مولا دسته اش کوتاه نیست
باز هم از ریشه کند اصل و اساس عمر را
هوهوی تیغش درید از هم لباس عمر را
وای اگر سربند حیدر خم به ابرو آورد
غیرتش کفار عالم را به زانو درآورد
شیرحق بدجور شوریده ست هنگام شکار
آخر میدان پر از اسب است، امّا بی سوار
تیغ بر کفّارِ زنده حمد و سوره خوانده است
قابض ألارواح هم یک گوشه حیران مانده است
تک سواران یک به یک افتاده اند از روی زین
این زمین رفت آسمان و آسمان آمد زمین
رکن های عرش هم دارند میلرزند و باز
هست روی دوش مولا یک علم در اهتزاز
وصف جنگش کرد ابیات مرا قدری بلند
مثنوی را میبرم کم کم سوی ترکیب بند:
گفته بودم آسمان یعنی حصیرِ زیر پات
چندصد سال است راه از ابتدا تا انتهات
چند سالی وقت برد اثبات اینکه بنده ای!
عبدی امّا گشته ای ممسوس در ذات خدات
مرده بیرون میزند از قبر سرمست و خراب
هر کجا که میتکانی خاک از روی عبات
بهتر آری میشناسی آسمان را از زمین
مثل یک تسبیح در دست تو می چرخد کُرات
آهِ زائر در حریمت، ابر رحمت میشود
اسم وادیِ نجف یک روز جنّت میشود
گنبدت بالاسرِ خورشید باشد بهتر است
این نگین آسمان در دید باشد بهتر است
مؤمنون و هل أتی و قدر و انسان جای خود
اسم مدحت سوره ی توحید باشد بهتر است
این تویی یا حق؟ محبت کن جوابم را نده
همچنان این بنده در تردید باشد بهتر است
مستم از نام تو از وقتی به دنیا آمدم
مدّت این باده در تمدید باشد بهتر است
خوش به حال آنکه این شبهاست مهمان نجف
میکُشد ما را شبی این طرح ایوان نجف
بی قرارم، عالمی را کرده عشقت بی قرار
عشق تو خورشید را هم برده بیرون از مدار
موقع برگشتنت از بین نخلستان، مرا
خاک کن زیر قدومت، پات را هم ندار
باز میخواهم کمی مستی کنم با نام تو
مثل اینکه گشته کم کم دائم الخمر این خمار:
هو علی، اوّل علی، آخر علی، ظاهر علی، باطن علی، حیدر علی، صفدر علی، سردار و سرلشکر علی، پرچم به دست جنگ ها، دست خدا، مدّاح او جبرییل و مدحش لافتی، حصن حصین، یعسوب
دین، آیات مستحکم، دلیلِ سجده بر آدم، خودِ خاتم، ولی اللّه اعظم، قطب عالم، مرد مردان، کُنه قرآن، کیست او استاد سلمان، حضرت عیسامسیحِ نسلِ عمران، ابروانش رعد، نام دیگرش طوفان،
یل میدان، امیر مومنان، شاه غدیر، آقا ولی فکر فقیر، عرشِ خدا روی حصیر، این شعر را در وصف او آورده اند آری:
"علیٌ حُبُّه جُنَّه، قسیمُ النّار و الجَنَّه، وَصی المصطفی حقّاً، امامُ الانسِ و
الجِنَّه"
و باز آوردهاند این را، قلم مست و دلم مست و نفس مست و شده شاعر سراپا مست و قالب را شکست و بی خیالِ هرچه هست و شد در این مدحیّه گم، این شعر را نام علی کردهست
خُم،اینبار میگویم به نقل از شافعی، مردم:
"لو أنَّ المرتضی أبدی محلَّه
لَصارَ النّاسُ طُرّا سُجَّدا له
و مات الشافعیُ لیسَ یدری
علیٌ ربّه أم ربُّه الله"
شعر هم دیوانه ی نامش شده، معلوم نیست
چند ساعت یاعلی گفته ست میثم روی دار
با همای رحمت این ایّام دارم عالمی
منکه سرمستم هنوز
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج